تجربیات موفق مامان ها

ساعت سه نیمه شب بود که با صدای گریه ی همراه با ترس دختر سه ساله ام  از خواب پریدم. وقتی به اتاقش رفتم صورتش از ترس برافروخته شده بود و با نزدیک شدن با دوتا دستش گردن منو چسبید و خودشو توی بغلم انداخت و مدام میگفت : «منو از اینجا ببر بیرون، من دیگه اتاقمو دوست ندارم، میخوام پیش شما بخوابم و...».

تجربیات موفق مامان ها

ادامه مطلب


بازدید : 2123 مرتبه
تاريخ : چهارشنبه 28 بهمن 1394 | 9:0 | نویسنده : یه مامان |

بعضی از سن هایی که بچه ها وارد اون میشن دقیقا برای بعضی از والدین شبیه بحرانه. یکی از اون سن ها که من به تجربه اون رو درک کردم، سن سه سالگی هست.

دخترم با نزدیک شدن به این سن خیلی احساس بزرگی می کرد و به خاطر همین از دختری که بیشتر مواقع در جهت جریان زندگی ما حرکت می کرد چشمه های لجبازی ای رو می دیدم که اگه انتظار اون رو نداشتم خیلی برام سخت بود.

بعضی وقت ها برای خواسته های نامعقولش چنان پافشاری ای می کرد که اطرافیان رو هم خسته می کرد. اوج فاجعه زمانی بود که بیرون از منزل بودیم و اطرافیان و دوستان ، بالاخص پدربزرگ ها و مادربزرگ ها هم حضور داشتند که دیگه نگو....

وقتی دقیقا برعکس انتظارات ما رو انجام میداد و خیره توی چشمان ما بود که عکس العمل ما رو ببینه من به فکر این بازی افتادم، چون واقعا بغیر از بازی - بنظر من - راه حل منطقی ای برای این سنین توی این بحران ها وجود نداره...

تجربیات موفق مامان ها, نکات تربیتی

ادامه مطلب


بازدید : 2082 مرتبه
تاريخ : دوشنبه 25 آبان 1394 | 9:00 | نویسنده : همیار:مامان فاطمه زهرا (3) |

از اول که مداد رو توی دستش گرفت اشتباه میگرفت، کمر مداد رو توی دستش می گرفت و کاغذ رو خط خطی میکرد. همسن و سالهاش رو میدیم که مدادشون رو درست دست میگیرن و این نگرانی بیشتر در من به وجود می اومد که چرا فرزند من مدادش رو اشتباه میگیره و نقاشی می کشه...

 
تجربیات موفق مامان ها

ادامه مطلب


بازدید : 2456 مرتبه
تاريخ : دوشنبه 9 شهريور 1394 | 9:01 | نویسنده : یه مامان |

تربیت بچه ها خودش یه داستان پر پیچ و خم هست  گاهی یاد دادن مسائل  ساده ای که به نظر میاد بچه ها به سادگی یاد می گیرن از حل معادلات چند مجهولی هم سخت تر میشه اینجا هست که خلاقیت های مادرانه مون گل می کنه و راهکارهایی به ذهنمون میاد که بعدها خودمون هم از داشتنشون به وجد میایم این یکی از تجربیات منه که درست مثل همون لامپ روشن توی کارتون ها یه شب بالای سرم روشن شد. اونو اینجا مطرح کردم تا شاید مامان دیگه ای هم ازش ایده بگیره و مشکلاتش رو حل کنه...

تجربیات موفق مامان ها

ادامه مطلب


بازدید : 1764 مرتبه
تاريخ : دوشنبه 15 تير 1394 | 7:24 | نویسنده : همیار:مامان شبنم (4) |

در ادامه ی مطلب با تجربه ای در رابطه با تغذیه ی بچه ها در خدمت شما هستیم...

تجربیات موفق مامان ها

ادامه مطلب


بازدید : 1578 مرتبه
تاريخ : شنبه 30 خرداد 1394 | 9:35 | نویسنده : یه مامان |

 

 توی چند ماه اخیر امیرعلی بشدت  به بازیهای  گوشیهای اطرافیان  وابسته شده بود .. یعنی در حد اعتیاد..و این ماجرا تو  دوره ای که من در گیر فوت مادرم بودم و حواسم به بچه نبود متاسفانه بیشتر هم شده بود...

تجربیات موفق مامان ها

ادامه مطلب


بازدید : 1721 مرتبه
تاريخ : چهارشنبه 30 ارديبهشت 1394 | 11:18 | نویسنده : همیار:مادر(امیرعلی دونه برفی)(3) |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد




.: مدرســــه ی مامان هــا :.