می گویند فرزند تکه ای از قلب مادر است، ولی عشق به اباعبدالله تمام وجود اوست. مادر که باشی هم باید بیاموزی که مادری کنی و هم عاشقی. وقتی عاشق نور واحد می شوی ، باید یاد بگیری تکه ای از قلبت ، ... که نه... ، تمام وجودت را فدا کنی.

باید تمرین کنیم که فرزندانمان نه برای خودمان که برای تحقق رسم عاشقی هایمان زاده شده اند.

عاشقی امان را با بالا بردن فرزندمان روی سر و خواندن دسته جمعی اعتراف نامه ی مادران تمرین کنیم...

عمومی

ادامه مطلب


بازدید : 31 مرتبه
تاريخ : پنجشنبه 8 آبان 1393 | 6:50 | نویسنده : یه مامان |

بسیاری از خانم ها فکر می کنند که حاملگی یک تحمیل شدید به بدن انسان می باشد و می تواند باعث ایجاد گرفتاری ها و بیماری های فراوان در بدن خانم ها شود، ولی از نظر علمی کاملاً برعکس است...

دوران بارداری

ادامه مطلب


بازدید : 31 مرتبه
تاريخ : چهارشنبه 7 آبان 1393 | 6:04 | نویسنده : یه مامان |
تاريخ : چهارشنبه 7 آبان 1393 | 6:00 | نویسنده : یه مامان |

 یادش به خیر اون قدیما بچه ها همبازی های زیادی دور و برشون داشتن و مادر و پدرها هم زیاد کاری به کارشون نداشتن و معمولا بچه ها گلیم خودشون رو از آب میکشیدن و با هم کنار میومدن و توی ارتباط با همدیگه خیلی چیزا رو یاد میگرفتن اما امروز نه تنها بچه ها دور و برشون خلوت تر شده و تنهایی هاشون بیشتر شده بلکه بعضی از ما پدر و مادرها میترسیم از اینکه بچه هامون با بچه های دیگه ارتباط بگیرن، دیشب توی مجلس عزاداری امام حسین علیه السلام بچه های زیادی بودند بعضی هاشون تبلت و موبایل توی دستشون بود و مشغول بازی و یا غذا دادن به پو بودن  بعضی ها خواب بودن و بعضی ها با همدیگه بازی میکردن در این بین یکی از اونا بیشتر توجه من رو به خودش جلب کرد و اون دختر بچه ی سه ساله ای بود که یک داداش تقریبا شش هفت ساله داشت. این داداش شش هفت ساله انگار نگهبان این دختر بچه بود تا این دختر بچه کنار یک بچه ای می نشست به سرعت نور میرفت و به زور بغلش میکرد و اون رو میبرد پیش مامانش و مامانش هم یه کم بهش اخم میکرد و اون رو کنار خودش می نشوند.

یک مرتبه دخترک ماشین یک پسر بچه ی چهار ساله رو برداشت و فرار کرد. همون لحظه داداشش اومد و ماشین رو به زور و گریه از خواهرش گرفت و به پسر بچه ی چهارساله پس داد. مادر پسر بچه ی چهارساله به پسرش گفت پشتت رو بکن اون طرف بازی کن که ماشینت رو نبینه و ازت بگیره! بعد دوباره دختر بچه برگشت تا ماشین رو بگیره مادر پسر بچه بهش گفت برو، برو پیش مامانت اگه بیای جلو پسرم یه وقت ماشین رو تو سرت میزنه ها! اما دختر بچه دست بردار نبود... راه حلش یه جمله ی ساده بود که یکی از خانوم های مجلس که کنار مادر بود به دختربچه گفت: «بیاید با هم بازی کنید تو ماشین رو هل بده برای این و این ماشین رو هل بده برای تو!...»

بازی با کودک

ادامه مطلب


بازدید : 55 مرتبه
تاريخ : سه شنبه 6 آبان 1393 | 6:10 | نویسنده : یه مامان |

یکی از راه های انتقال مفاهیم عاشورایی به بچه ها استفاده از شعر و قصه است تا بعضی چیزها در ذهن اونا نقش ببنده و براشون نهادینه بشه. از اونجاییکه بچه ها به شعرهای انگشتی علاقه ی زیادی دارند و همون طور که قبلا اشاره کردیم این بازی های انگشتی یکی از راه های انتقال محبت های مادرانه به فرزند هم محسوب میشه، می تونیم از این راه استفاده کنیم و با یه تیر نشون های خیلی خوبی بزنیم.

با هم نمونه ای از این شعرها رو در ادامه ی مطلب می خونیم...

نغمه های دینی, آموزش مفاهیم دینی

ادامه مطلب


بازدید : 140 مرتبه
تاريخ : دوشنبه 5 آبان 1393 | 6:51 | نویسنده : یه مامان |

 

تربیت کودک در مکتب امام حسین (ع) ، شامل خیرات و برکات بسیاری در شخصیت سازی کودک و به نوعی واکسینه کردن وی برای تمام عمر می باشد . والدین ، با هر گونه دغدغه ی مذهبی و غیرمذهبی ، می توانند از این فرصت استثنایی ، جهت پرورش ویژگی های ناب شخصیتی فرزندانشان استفاده نمایند ...

نکات تربیتی

ادامه مطلب


بازدید : 69 مرتبه
تاريخ : يکشنبه 4 آبان 1393 | 10:0 | نویسنده : یه مامان |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 193 صفحه بعد




.: مدرســــه ی مامان هــا :.