مدرســـــــــه ی مامان هــــــــــــــــــــــامدرســـــــــه ی مامان هــــــــــــــــــــــا، تا این لحظه 7 سال و 7 ماه و 3 روز سن دارد

مــدرســـه ی مــامــان هـا

چگونه محبوب دل شوهر خود بمانیم؟

1394/4/6 5:51
نویسنده : یه مامان
2,802 بازدید
اشتراک گذاری

عشق، واکنشی آموختنی و احساسی فراگرفتنی است. هر آدمی، عشق را با توجه به آموخته ها، باورها و محدودیت هایش می شناسد و تجربه می کند. همه انسان ها با عشق یکسان برخورد نمی کنند...

 

این فکر که کسی در این دنیا تو را دوست ندارد، باعث می شود از خودت بدت بیاید؛ ولی وقتی عاشق شدی و معشوق با تو همراه شد، آن وقت اعتماد به نفست بیشتر می شود و در نتیجه، خودت را هم بیشتر دوست خواهی داشت؛ زیرا دریافته ای که آن قدر خوب هستی که کسی عاشقت شود.

در این نوشته، روی صحبت با آن دسته از خانم هایی است که میل دارند به قلب شوهرشان راه یابند؛ اما شیوه اش را به درستی نمی دانند. راه های ساده و عملی زیر، به ظاهر پیش پا افتاده و بی اهمیتند؛ اما تجربه های نگارنده حاکی از آن است که بیشترین اختلاف های خانواده ها، در همین نکات به ظاهر جزئی ریشه دارد. به این نکات، توجه کنید:

1. با شوهری که از سر کار می آید چه رفتاری دارید؟

کارهایی که باید انجام داد:

سلام و احوال پرسی معمول، اما با خوش رویی و گفتن خسته نباشید.

گرفتن کیف، کت و بسته های خریداری شده.

دادن خبرهای خوش.

آرام کردن فرزندان و هر یک را به کاری مشغول کردن.

سریع آماده کردن میز غذا یا چیدن سفره.

پرس و جو از اوضاع کاری روز و فرصت دادن به مرد، تا حرف هایش را بزند.

به طور کلی به هر طریق می توانید احساس خوب خود را از ورود شوهرتان به منزل، ابراز کنید. به گفته دیل کارنگی،

«تبسم، خرجی ندارد؛ ولی سود بسیاری دارد».

کارهایی که نباید انجام داد:

بی اعتنایی و سرد رفتار کردن.

درخواست انجام کاری پیش از غذا خوردن.

گله و شکایت از بچه ها و شکایت از کارهای روزانه.

درخواست پول یا بیان توقعاتی که احتمالاً برای مرد، مشکل آفرین است.

شاید بگویید که این موارد، پیش پا افتاده است؛ اما خواهش می کنم صادقانه پاسخ دهید که آیا با وجود آگاهی از این موارد جزئی، به آنها عمل می کنید یا فقط گاهی بعضی از آنها را اجرا می کنید؟

2. اگر شوهر شما دیر به منزل آمد، با او چه رفتاری دارید؟

یکی از عمده ترین اختلاف های زوجین، دیر آمدن مرد به خانه است. طبیعی است که هیچ مردی حق ندارد بدون دلیل موجه، دیر به خانه برود؛ اما خانم ها هم نباید در صورت دیر آمدن مرد به منزل، جنجال به پا کنند. خانم ابتدا باید علت واقعی را پیدا کند تا از روی حدسیات و افکار منفی خود، واکنشی نشان ندهد که رابطه را پر از خشونت و مشاجره کند.

زن باید علت دیر آمدن را سوءال کند؛ وگرنه مرد فکر می کند که این موضوع، برای زن بی اهمیت است؛ اما زن باید سوءال خود را با لحنی آرام مطرح کند؛ آن هم پس از این که شوهر شام خورد و کمی استراحت کرد. زن باید او را متوجه کند که به خاطر نگران بودن، چنین پرسشی کرده است. با این رفتار، شوهر مجبور می شود که با حوصله و به نرمی، دلیل دیر آمدنش را توضیح دهد.

اگر زن، لحن تند و غیردوستانه ای داشته باشد، مرد احساس می کند که مورد بازخواست قرار گرفته است و از طرفی هم خستگی و گرسنگی موجب می شود که حتی با لحن زننده ای بگوید به تو مربوط نیست و یا سکوت کند.

از اینها گذشته، کمی هم باید مسئله را از دید خانم ها بررسی کنیم. بیشتر زنان مایلند که ساعت دقیق آمدن همسرشان را بدانند؛ منظور آنها، بازخواست یا کنجکاوی نیست؛ بلکه می خواهند ناهار یا شام را طوری آماده کنند که به محض ورود او، غذا را بکشند. حالا شما خود را به جای همسری بگذارید که نمی داند کی پلو را دم کند تا نسوزد و کی خورشت را بار بگذارد تا به موقع حاضر شود و خلاصه ده ها مورد دیگر که به سلیقه شخصی زنان مربوط می شود. اگر شوهر دیر کند، تمام نقشه های همسرش را به هم می ریزد. وقت شناسی، حداقل احترامی است که می توانیم به زحمت های روزانه شان بگذاریم. از یاد نبریم که نهایت آرزوی هر زنی، فراهم کردن شرایط آسایش و راحتی برای شوهرش می باشد و قبول کنیم که او یکی دوساعت را در نگرانی و اضطراب به سر برده، نمی تواند خوش آمدگوی خوبی به هنگام ورود شوهرش باشد.

3. با سکوت شوهر خود، باید چه رفتاری داشته باشید؟

بیشتر خانم ها از سکوت شوهر در خانه، سراسیمه و نگران می شوند؛ نشاط خود را از دست می دهند و این سکوت را به خود نسبت می دهند و پیش خود فکر می کنند که آیا ممکن است مرد، دیگر او را دوست نداشته باشد؟ این حق خانم هاست که از مسائل شوهر خود مطلع باشند. یک زن، دوست دارد شوهرش تمام اسرارش را با همسرش در میان بگذارد تا هم احساس غریبه بودن نکند و هم این که دوست دارد سنگ صبور شوهر خود باشد تا شاید بتواند کمکی کند. آنها باید به این مورد هم توجه کنند که بیشتر شوهرها مایل نیستند مشغله های فکری شان را با همسر خود در میان بگذارند؛ چون می ترسند او را دچار نگرانی و اضطراب کنند. علاوه بر این، چون مطمئن هستند که از عهده حل مشکل برمی آیند، فکر می کنند تا آن وقت، نباید به همسرشان چیزی بگویند. گرچه نمی شود این رفتار را صددرصد تأیید کرد، اما آنها با حسن نیت، چنین می کنند و می خواهند همسرشان ناراحت نشود. مردی که تمام مشکلات کاری خود را با همسرش در میان بگذارد، در واقع، بخشی از بار آن را به دوش او منتقل می کند. به جای این که از شوهرتان انتظار داشته باشید تا تمامی افکار و اسرارش را با شما در میان بگذارد، به او فرصت دهید تا تنها بماند. در ضمن، شرایط آرامش او را مهیا کنید و تا می توانید، مهربانی کنید. این رفتار، باعث می شود تا شوهرتان در کمال آسایش به مشکلش بیندیشد و برای حل آن، اقدام کند. در چنین خانه ای، مرد می تواند تمام غصه هایش را فراموش کند.

4. مواظب حسادت های شوهرتان باشید

برای حسن تفاهم با شوهرتان، باید بدانید که او چه روحیه ای دارد. آیا انتظار دارید که از همکار مردتان تمجید کنید و شوهرتان برنیاشوبد؟ اگر می خواهید همیشه در قلب شوهرتان جای داشته باشید، هیچ گاه بیش از حد، از مردی نزد او تعریف نکنید؛ هیچ وقت چیزهایی را که از دیگران یاد می گیرید، با آب و تاب پیش او بازگو نکنید. بعضی از مردها گاهی حسادت خود را پنهان می کنند و قدرت ابراز آن را ندارند؛ آن وقت دچار دردی درونی می شوند که پیامدهای آن خوشایند نیست. شما باید متوجه این خصیصه مردها باشید. از سوی دیگر، شوهرتان با حسادت خود به طور غیرمستقیم، به شما نشان داده است که چقدر شما را دوست دارد.

5. غرغر کردن، چاره کار نیست

در بیشتر مواقع، حرف هایی که شما خانم ها می زنید، درست و منطقی است؛ اما در زمان و نحوه بیان مطلب، اشکال است. اگر نتیجه کاری خوب بود، می توان تکرارش کرد؛ اما اگر نتیجه منفی بود، باید شیوه دیگری در پیش گرفت. با سرزنش، غرولند، بداخلاقی و رنجورنمایی، فقط مرد را فراری می دهید. خانه، محل آسایش و آرامش همسر شماست. اگر همواره خطاهای او یا مشکلات خود را به رخش بکشید، عاقبت می گریزد و به جایی پناه می برد که از این مزاحمت به دور باشد. رگ خواب شوهرتان را به دست آورید؛ آن وقت همه چیز درست می شود. با گوشه و کنایه سخن گفتن و زخم زبان را از صحبت های خود حذف کنید. به مردان عاشق نیز توصیه می شود که برای شادابی و نشاط روحی همشرشان، بخشی از اوقات فراغت خود را فقط به او اختصاص دهند. یک زن، نیاز به توجه و احساس امنیت دارد. از یاد نبریم که زن ها از طریق محبت و عشق ورزی با ما کنار می آیند؛ نه با اهدای قطعه ای جواهر. به همسرتان اجازه دهید که گاهی خودش را برای شما لوس کند؛ مگر مردان گاهی خود را لوس نمی کنند و متوقع نیستند نازشان را بکشند؟

گاهی پیش آمده که زن با رنجورنمایی یا نق زدن، می کوشد محبت شوهرش را جلب کند. در چنین موقعیتی، شوهر آگاه و دانا، زن را درک می کند و هرگز او را مجبور به اعتراف نمی کند که هدفش چیز دیگری است.

زنان گاهی فقط نیاز به گوش شنوا دارند و با گفتن و گله کردن و گاهی از چیزی شکایت کردن، روحشان را سبک می کنند. مرد خوب، همواره این فرصت را به همسرش می دهد و به حرف های او گوش می دهد و او را تأیید می کند. سعی کنید این عمل را نه به صورت مکانیکی، بلکه از روی رغبت و با تمام وجود و به خاطر دل او انجام دهید.

6. مراقب حساسیت های شوهرتان باشید

برای همسر خود ارزش و احترام قائل باشید و سخنش را قطع نکنید. اگر در محفل ها، احترام لازم را به او نگذارید، نباید انتظار داشته باشید که دیگران برایش ارزش قائل شوند. همواره باید در کنار شوهرتان باشید و نه در مقابل او. اگر چنین کردید، باید تاوان خطاهایتان را هم بپردازید. اگر کسی بی احترامی ببیند، به کسانی رو می آورد که تحسین و تشویقش می کنند.

اگر در مجالس، کسی به شوخی، شوهرتان را دست انداخت، از شوهر خود حمایت کنید. در میهمانی ها مراقب شیطنت های اطرافیان باشید. یک زندگی موفق، ناشی از مراقبت های زوجین است. مردان هر ضعفی داشته باشند، مایلند مورد محبت و احترام همسرشان واقع شوند. مواظب باشید که به دام آدم های حسود و سخن چین نیفتید که رهایی از شر آنها، آسان نیست. اگر همسرتان عیبی دارد، در هیچ شرایطی با دیگران در میان نگذارید. «چرخ زندگی، باید به دست خودتان بچرخد؛ آن را به دست دیگران ندهید که در جهت منفعت و مصلحت شما نمی چرخانند».

7. سنگ صبور شوهر باشید

نشاط، سرزندگی و خوش رویی شما، اگر همراه با حوصله و صبوری باشد، شوهرتان خوشبخت ترین مرد عالم است. مردی که خسته و کوفته از فشار محیط کار به خانه می آید، در پی مکان امنی است تا تجدید قوا کند. سعی کنید غمخوار شوهر باشید و در ناراحتی هایش شریک باشید. وقتی او از سختی ها و مشکلات می گوید، فقط گوش کنید. او در این لحظه، محتاج پند و اندرز نیست. هیچ گاه از اشتباهات یا اعتراف هایش، چماقی علیه او نسازید و اسیر جملاتی مثل «من که گفته بودم این کار را نکن» نشوید. این را ملکه ذهن خود کنید که شوهرتان به شدت به شما نیاز دارد و نباید کاری کنید که از شما فاصله بگیرد.

به گفته لامارتین: «خداوند، شایستگی زن را در قلب او قرار داده است».

8. شکم مرد، دروازه قلب اوست

مردها دو گروه هستند؛ گروه اول مردهایی هستند که خیلی کم غذا می خورند؛ اما به کیفیت آن و نحوه چیدن میز، بسیار اهمیت می دهند. این دسته از مردها، معمولاً یکی دو غذا را خیلی دوست دارند. پختن غذاهای مورد علاقه شوهر، ابراز غیرمستقیم مهر و محبت به اوست. با این کار به او می گویید: «تو برای من مهم هستی و خواسته هایت در درجه اول اهمیت قرار دارند و به خاطر توست که غذای مورد علاقه ات را پختم و در چیدن میز، نهایت سلیقه و حوصله را به خرج دادم».

گروه دوم، مردان شکم پرست هستند که دوست دارند غذاهای چرب و سرخ کرده بخورند؛ حتی اگر با شوهرتان قهر هستید، اما باز هم از شکم او نزنید. اما اگر شوهر، اضافه وزن یا سوء هاضمه داشت، چه باید بکنید؟

اگر می بینید غذای چرب و سرخ کرده، سلامتی او را به خطر می اندازد، از آن صرف نظر کنید و به تدریج، به غذاهای رژیمی روی بیاورید؛ زیرا سلامتی شوهرتان، از هر چیز دیگری، مهم تر است. در این حال، برای این که سروصدای شوهر شکم پرست تان در نیاید، به او وعده بدهید که هفته ای یکی دوبار، غذاهای مورد علاقه اش را خواهید پخت. مطمئن باشید که دل خوری همسرتان موقتی خواهد بود؛ زیرا پس از مدتی به این گونه غذاها عادت می کند. ممکن است در ظاهر حرفی نزند؛ اما وقتی می بیند مراقب سلامتی اش هستید، در باطن، شما را ستایش می کند.

9. چگونه مرد را در انجام کارهای خانه شرکت بدهید

بیشتر مردانی که از زیر بار کار خانه، شانه خالی می کنند، مدعی هستند که همسرشان کار آنها را قبول ندارد و همواره مدام ایراد می گیرد.

«هر وقت می خوای کمک کنی، کار منو زیادتر می کنی»؛ «بلندشو برو پی کارت؛ تو بلد نیستی سبزی پاک کنی»؛ «مزاحم نشو؛ تو کار نکنی، بهتر است» و بعد همین خانم، پیش مشاور می آید و می گوید: «شوهرم مسئولیت پذیر نیست و کمکم نمی کند».

نکات زیر، شما را در این امر مهم یاری می دهد:

به مرد فرصت دهید تا کارهایی را انجام دهد که علاقه مند است.

غرغر کردن و نالیدن از فشار کار، چاره درد نیست؛ ببینید چگونه می توانید شوهرتان را به کار تشویق کنید.

اگر شوهرتان کاری را ناشیانه انجام داد، ملامتش نکنید؛ وگرنه قهر می کند و دیگر دست به سیاه و سفید نمی زند. هر کار خوب او را تحسین کنید تا برای انجام بقیه کارها، ترغیب شود.

به تدریج شوهرتان را متوجه کنید که به کمکش نیاز دارید و این کمک، وظیفه اوست.

برای مرد، تکلیف تعیین نکنید که کدام کار، وظیفه اوست. مردان دوست ندارند تحت قید و بند در آیند؛ بگذارید به میل خود، سهمی از کار خانه را برعهده بگیرند. به شوهر خود فرصت دهید تا وظیفه اش را انجام دهد و اگر از یاد برد یا تنبلی کرد، جنجال راه نیندازید و صبوری و متانت به خرح دهید. اگر به عشق اجازه دهید، آزادانه جاری می شود و بر هر مانعی غالب خواهد شد.

پسندها (3)
نظرات (6) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان پارسا
6 تیر 94 7:43
سلام صبح به خیر طاعات قبول ،ممنون از مطلبی که گذاشتین به خصوص برای خانمهایی که تازه ازدواج می کنند خیلی ضروری به نظر می رسه ولی نمی دونم چرا تو بیشتر مباحث خانواده محور همیشه فقط به وظایف زنها نسبت به آقایون پرداخته میشه و خانمها همیشه باید مراقب باشند که شوهرشان از خانه و زندگی و زن و بچه زده نشود و همیشه جلب رضایت آقای خونه اولویت داره البته من خودم هم تو زندگیم اولویت رو به طرف مقابلم میدم اما فکر میکنم خود ما خانمها هم به این طرز تفکر که بهمون ارث رسیده دامن می زنیم تو جامعه ای که زن پابه پای مرد ( در خیلی موارد ناچارا و ناخواسته برای امورات روزمره )کار می کنه و دوش به دوش شوهر مراقب دخل و خرج و حساب کتاب زندگی ست و خونه و بچه رو هم مدیریت می کنه برخی توقعات کمی زیاد به نظر می رسه برای رسیدن به این محبوبیت نقش مرد خانه در درک همسرحائز اهمیت است .راستی بد نیست یه مدرسه باباها هم راه بیندازیم تا نکاتی هم برای اونا تذکر بدیم البته همسر من تقریبا تو همه کار های منزل و مهمان داری و ...همپای منه و انصافا هم مرد کم توقع و شاکریه ولی بعضی ها.... ببخشید پر حرفی کردم التماس دعا
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز حرف هاتون رو قبول داریم که این مساله باید دوطرفه باشه و همونطور که می دونید همیشه هم گفتیم که هر کسی باید سعی کنه به وظیفه ی خودش عمل کنه و وقتی که این رابطه محبت آمیز دو طرفه باشه زندگی حلاوت و شیرینی خاصی برای همه ی اعضای خانواده پیدا خواهد کرد. البته این رو هم باید بگیم که این تفکر همینطوری بهمون به ارث نرسیده و این تکالیفی هست که در دین ما هم اومده و اگه این مساله در ذهنمون عادی هست و رعایت می کنیم باید دعاش رو به تربیت خوب و عملی و رفتاری که والدینمون داشتن بکنیم و واقعا گاهی وقتی خیلی از همین نکات ریز از جانب زن و یا مرد رعایت نمیشه زندگی ها رو تلخ و سرد می کنه. امیدواریم که همسران همدیگه رو بیشتر و بهتر درک کنن و شراکت با شریک زندگیشون رو به چشم شراکت های کاری نگاه نکنن و هر دو در زندگی محبت و گذشت بیشتری داشته باشن. خدا رو شکر می کنیم که همسر شما قدر زحماتتون رو میدونه و این رو درک می کنه.
مریم مامان دونه برفی
6 تیر 94 10:24
سلام وووو خیلی طولانیه وقت ندارم بزرام سر فرصت با دقت بخونمش
یه مامان
پاسخ
ســــــــــلامممم
مریم مامان دونه برفی
6 تیر 94 12:30
سلام عالی بود ممنون بعضی جاهاش یه خورده سخته ولی در کل غیر قابل تصور نیست.
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز خواهش میشه سخت؟ ولی با توجه به نتیجه اش فکر کنم ارزشش رو داشته باشه
بابا و مامان
6 تیر 94 15:58
سلام ممنون عالی بود خدای بعضیا ز مواردی که گفته شده را من رعایت نمی کنم اما از این به بعد بهش توجه می کنم مثل گله و شکایت از شیطونی بچه ها راجب دیر اومدنش به خونه مثلا از سر کار زنگ می زنه دارم میام کاری نداری و من حالا هی منتظر بیاد وقتی زنگ می زنم سر کارش می بینم یه کاری پیش اومده یه مراجعه کننده بوده مونده کارش و انجام بده بیاد و اکثر مواقع سر اینکه مطلعم نکرده بهش غر می زنم یا اینکه خونه مادرش رفته البته این سر زدن به مادرش و همیشه انجام می ده این جزئ کارای که وقتی از کار میاد انجام می ده اما یه وقتهای دیر می کنه که چند بار سر دیر اومدن از خونه مادرش دعوای حسابی راه انداختم که بابا یه ساعت نیم ساعت نه این همه وقت من گفتم نون بخر بیار نون نداریم بچه ها منتظرند تو رفتی داری با مادرت قصه حسین کرد و تعریف می کنی و...و این خونسردی نادر در جواب دادن و رفتن و خوابیدنش غر غر من باعث بهم ریختن اعصاب هر دومون میشه ووقتی بهش می گم چرا وقتی من باهات دعوا می کنم هیچ چی نمی گی میگه اخه من هر چی بگم الان نمی شنوی و می خوای حرف خودت باشه بعدشم دعوا بالا می گیره می زارم بعدم اگه لازم شد جوابت و بدم به خاطر همین زود می رم می خوابم البته با نوشتن این حرفها نمی خوام بگم تقصیر منه هنوزم می گم حق با منه باید در جواب دیگران که معطلش می کنند ما را ترجیح بده اما خوب از این به بعد ارومتر برخورد می کنم اینم بگم همیشه این اتفاق نمیفته اما خوب وقتیم می افته مخصوصا با دلیل دومی که اوردم نمی تونم جلوی عصبانیتم و بگیرم و خودم و ناراحت نشون ندم
یه مامان
پاسخ
سلام به روی ماهتون می بینم اعتراف نامه ای نوشتید همینکه صداقت این رو دارید که رفتارهاتون رو منصفانه نگاه می کنید یعنی اولین قدم در جهت رشد و بزرگ شدن خودتون. و امااااااا...... اون قسمتی که گفتید مقصر، شوهرتونه و این حرفها، خب خواهر من ! تا وقتی این دید رو داری چه جوری میخوای از صمیم قلب این نکات رو در رابطه باهاش رعایت کنی عایا؟ قرار نیست هر کسی بشه همون ایده آل ما و همونی که توی ذهن ماست. هر کس یه عیبی داره و یه حسنی. اگه ما خوبیها رو ببینیم، اون عیبها برطرف میشه، و یا لااقل اگه هم برطرف نشه، اوضاع بدتر نمیشه و آرامش خودمون و هانواده امون به هم نمی ریزه. بعضی وقتها بد نیست خودمون رو جای همسرانمون قرار بدیم، البته ویژگی مرد بودنشون رو هم در نظر بگیریم. همین رفتار همسر شما که در برابر همه ی اون صحبتهاتون سکوت می کنند ، یه حسن هست چون اگه اینجوری نباشه خیلی آرامش خانواده بیشتر از این به هم میریزه و رابطه ها خیلی کمرنگ میشه. این خصلت رو هر مردی نداره ها! ولی اون خصلت دیر اومدن و یه ساعتی رو گفتن و چند ساعت بعدش رسیدن صفت خیلی از آقایونه، و حتی بعضی هاشون با یه جمله ی «همینیه که هست» همسرشون رو از سر خودشون باز می کنند. شما حداقل با تمام انرژی توانایی این رو دارید که خودتون رو خالی کنید. ولی یه نکته ی مهمی رو بهتون بگیم که متاسفانه اگه این روش رو ادامه بدیدف نه تنها اوضاع رو درست نکردید که دیگه حرفهاتون هم براش ارزشی نداره و میشه قضیه ی از این گوش بشنو و از اون گوش در کن. دیگه صحبت هاتون براش آرامش نداره چون یه خاطره ی تلخ از حرف زدن شما توی ذهنش باقی می مونه و حالت غرزدن براش میشه. اینطوری دیگه برای مسایل اساسی نمی تونه حرفتون اثرگزار باشه. به این نکته دقت داشته باشید لطفا... می تونید به جای اون همه به هم ریختگی آرامش خودتون در درجه ی اول و بعد خانواده اتون، از این جمله ها و مشابه اون ها که ممکنه بهترش توی ذهن خودتون بیاد استفاده کنید: «خیلی دلمون برات تنگ شده بود امروز» «از صبح خدا خدا می کردم زودتر بیای، چون خیلی دلم هوات رو کرده بود» «خیلی نگرانت شدم ، چون گفته بودی فلان ساعت میای همین طور نگاهم به ساعت بود» و.... اینطوری عشقتون رو بهش ثابت می کنید و شوهرتون هم راحت تر قبول می کنه. براتون آرزوی موفقیت داریم...
مامان فرنيا
10 تیر 94 10:14
من اين جورمطالب را كه ميبينم نسبت بهشون حساسيت پيدا كردم دقيقا به همان علتي كه مامان پارساجان گفتن بخاطر همين معمولا نظري نميگذارم اما وقتي نظرات را تاييد كرديد و خواندمشون گفتم خوب اينو بنويسم هميشه تاكيد به رعايت حال مرد بوده و هست و اگر نگيم هميشه ولي دراكثر مواقع زنها رعايت حال مردشون را ميكنند و ميگيم ارثي است چون دين ما فقط به زنها رعايت حقوق مردها را نگفته هردوطرفه گفته اما ما ارثي فقط قسمت حقوق مردها را ميدانيم و ميگيم هرجا هم گفته بشه چرا خانمها ميگن خوب اينجور مطالب را خانمها ميخوانند يا به اين برنامه ها خانمها گوش ميدن و ... كه به نظر من دليل موجه و درستي نيست
یه مامان
پاسخ
اگه راستش رو بخواید شدیدا منتظرتون بودیم در مورد این حرفتون فکر کنیم که قبلا هم اینو گفتیم که هر کس موظفه وظایف خودش رو انجام بده و اگه قرار باشه که به ازای هر کار نیکی که دیدیم یه کار نیک تحویل بدیم میشه بده بستان ، نه زندگی... با این حرفتون یاد یه جمله از برنامه ی ماه عسل امشب افتادم که واقعا روی من اثر گذاشت: وقتی مجری از دختربچه ی سیزده ساله ای که با سرطان خون دست و پنجه نرم می کرد پرسید: تا حالا شده به خدا بگی چرا از بین این همه آدم من باید این همه سختی بکشم؛ اون دختر در جواب گفت: شاید خدا یه لیاقتهایی رو توی من دیده و دیده که تحمل من بالاتره و لیاقت این رو دارم که هی به یادش بیافتم و صداش کنم و بخاطر همین همچین دردی رو به من داده.... من با شنیدن این جمله از خودم خجالت کشیدم حالا ربط این جمله با حرف شما : این دخترخانم می تونست همیشه این سوال رو از خدا بپرسه و گله و شکایت پیش خدا ببره که من که در اوایل کودکی بودم و هنوز گناهی مرتکب نشده بودم، چرا این درد رو به من دادی.. با این دید، هیچ روحیه ای برای دست و پنجه نرم کردن با این بیماری نداشت و هم این بیماری کم کم توانش رو می گرفت و هم خودش روز به روز از خدا دورتر میشد و همه چیز تمااااااااام... ولی با این دید، هم باعث رشد معنوی خودش میشه و هم باعث تسریع بهبود خودش . و لااقل اینکه چیزی رو از دست نمیده. ما هم اگه با این تفکر نگاه کنیم، که شاید خدا یه لیاقت هایی رو توی ما دیده که به ما این توان رو داده که در مقابل کم کاریهای شوهرانمون ، بتونیم به نحو احسن وظایف خودمون رو انجام بدیم. هم باعث رشد خودمون میشیم و هم باعث رشد زندگیمون و هم ان شاءالله اثرات خوبش رو توی رفتار همسرانمون خواهیم دید. واقعیتش اینه که مردها نسبت به زنها توان کمتری دارند، خدا به زنها دردهای بارداری و زایمان رو داده و هم لیاقت و هم توان تحمل رو به ازای اون به زن اهدا کرده، ولی مردها اگه دقت کنید توانشون در برابر تحمل دردها خیلی کمتره. از لحاظ روحی هم خدا این توانایی رو به زنها بیشتر داده که بتونن زندکیشون رو استوار نگه دارند. یاد مامان بزرگ خدا بیامرزم افتادم که وقتی میخواست احوال بابام رو از مامانم بپرسم ، می گفت پسر بزرگت چطوره؟ و اون چیزی که بعنوان ارث شما تلقی می کنید در واقع همون حقیقتی هست که وجود داره و اون همون لیاقت و تحمل و توان زنهاست. البته مردهایی هم هستند که نه تنها به وظایف که به بالاترین از اون عمل می کردند و لیاقت اونها کمتر از شهادت هم نبوده و جایگاهشون هم توی دنیا و هم در آخرت رفیعه. پس بیایم با خودمون روراست باشیم... بالاخره چه وسیله هایی رو خدا برای رشد هر کسی قرار داده، اگه تلاش و کار سخت و جهاد رو برای مردها گذاشته، این نوع گذشت ها و همسرداری و فرزندپروری رو هم برای زن قرار داده، به فرض اگه مردها بگن که حالا که زن ما مراعات ما رو نمی کنه، ما هم فلان کار رو نمی کنیم و زنها هم بگن که حالا که همسرمون به فکر ما نیست ما هم اصلا مراعاتش رو نمی کنیم، سنگ روی سنگ بند نمیشه... آرزوی موفقیت برای همه ی خانواده ها داریم و اینکه گرمی و محبت کمترین روزیشون باشه.
بابا و مامان
11 تیر 94 12:19
سلام ممنونم عالی بود بازم بر می کرده به هبوی خود باشیم بابا چرا فکر نکردم برخوردم اینطوری باشه بهتره چشم خیلی خیلی ممنونم از روشهای عالی پیشنهادیتون
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز خواهش میشه، بله همینطوره که گفتید براتون آرزوی موفقیت و خوشبختی هر چه بیشتر رو داریم
1