مــدرســـه ی مــامــان هـا

اینجا برای تربیت فرزندانمون همگی هم معلم هستیم و هم شاگرد!...

بازی با کودک؛ از تولد تا 5 سالگی

1393/5/5 6:4
نویسنده : یه مامان
2,567 بازدید
اشتراک گذاری

کودک شما در سنین متفاوت نیاز به انجام بازی‌های متفاوتی دارد که با رشد مغزی او تطبیق داشته باشد. انجام این بازی‌ها می‌تواند به رشد و تکامل روانی و عقلانی کودک کمک کند. راهنمای زیر چگونگی بازی کردن با کودک را بر حسب سن او بیان می‌کند...

 

از هنگام تولد تا چهارماهگی

برای کودک کتاب قصه بخوانید؛ برای او شکلک در بیاورید؛ بدنش را قلقلک بدهید؛ به آرامی اشیایی مانند یک جغجغه با رنگ درخشان را در برابر چشم‌های نوزاد حرکت بدهید؛ ترانه‌های ساده و لالایی‌ها با عبارت‌های تکرار شونده برای او بخوانید؛ هر کاری را که خودتان و نوزادتان انجام می‌دهد را برای او تعریف کنید، برای مثال «خوب حالا می‌ریم سوار ماشین بشیم؛ تو رو میذارم توی صندلیت؛ مامان داره میاد توی ماشین.»

از 4 ماهگی تا 6 ماهگی

به کودک کمک کنید حیوانات پرشده را در بغل بگیرد؛ چیزهایی مانند قطعات پلاستیکی را روی هم بگذارید و بگذارید کودک به آنها ضربه بزند و به هم‌شان بریزد؛ برایش شعرهایی با ریتم‌های مختلف بخوانید؛ به کودک‌تان کتاب‌ قصه‌های دارای تصاویر رنگارنگ درخشان نشان دهید؛ بگذارید کودک اشیا با قوام‌های متفاوت را حس کند.

از 6 تا 18 ماهگی

با کودک‌تان چهره به چهره صحبت کنید تا کودک بتواند بین صداها و کلمات ارتباط برقرار کند؛ به افراد و اشیای آشنا اشاره کنید و نام آنها را تکرار کنید؛ آوازهایی با جملات تکراری و حرکت‌های دست برای کودک بخوانید؛ با او قایم باشک بازی کنید.

از 18 ماهگی تا 24 ماهگی

بازی‌های ساده‌ برای بازشناسی اشیا را با کودک انجام دهید، برای مثال «ماشین زرد یا گل قرمز را پیدا کن»، یا سه شیء را جلوی کودک بگذارید و به او بگویید که یکی از آنها که مشخصاتی معین دارد را به شما بدهد؛ تا حد امکان به طور مستقیم با کودک صحبت کنید؛ کودک‌تان را با وسائل نوشتن مانند مداد رنگی و کاغذ آشنا کنید؛ هنگامی که برای کودک‌تان کتاب قصه می‌خوانید، از او سوال‌های «کجا و چی» بپرسید؛ کودک را تشویق کنید با اسباب‌بازی‌های محبوب‌شان خودش یک بازی ابداع کند.

از 24 تا 36 ماهگی

هنگامی که کودک‌تان مهارت‌های حرکتی را یاد می‌گیرد او را تشویق کنید؛ تخیل کودک را با تشویق او به پیدا کردن شیوه‌های جدید برای استفاده از اسباب‌بازی‌ها تحریک کنید؛ به کودک‌تان کمک کنید تا فعالیت‌های «زندگی واقعی» را به صورت بازی درآورد، برای مثال وانمود کند که دارد با تلفن صحبت می‌کند،‌ ماشین می‌راند،‌ به مهمانان چای تعارف می‌کند و مانند اینها؛ هنگام خواندن کتاب قصه با پرسیدن سوالاتی کودک‌تان را هم وارد داستان کنید.

از 3 تا 5 سالگی

سهیم شدن چیزها با دیگران را با نشان دادن مثال‌ها به کودک آموزش دهید؛ بازی‌های صفحه‌ای ساده را برای تقویت یادگیری قواعد و مهارت‌ها با کودک انجام دهید؛ تماشای تلویزیون را به یک تا دو ساعت در روز محدود کنید و در هنگام تماشای تلویزیون کنار کودک‌تان باشید تا او را هم به فعالیت و تعامل با برنامه‌ها وادارید و او را صورت یک تماشاچی منفعل خارج کنید.

هنگامی که کودک بیشتر رشد می‌کند، می‌توانید گزینه‌های ساده‌ای مانند خواندن کتاب قصه یا جور کردن پازل را به او ارائه دهید؛ کلمه «نه» را هر چقدر می‌توانید کمتر به کار برید و حس جستجو و کنجکاوی کودک را تشویق کنید؛ به کودک‌تان احترام بگذارید و به حضور او توجه نشان دهید و هنگامی که کودک سعی دارد تجربه‌های تازه‌اش را توضیح دهد، از خود صبر نشان دهید.

 هر روز زمانی را به نشستن در کنار کودک‌تان و بحث کردن با او در مورد کارهایی که در طول آن روز انجام داده است،‌اختصاص دهید، و او را تشویق کنید که به جستجوی تجربه‌های جدید بپردازد و آنها را برای شما توضیح دهد.

منبع: همشهری آنلاین ( با اندکی ویرایش)

پسندها (5)
نظرات (7) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان فرنيا
5 مرداد 93 7:38
ممنون صبحتان بخير قشنگ بود اما فقط من منظور از بازيهاي صفحه اي را متوجه نشدم ؟ دختر من خيلي مايل نيست از روزانه هاش حرف بزنه مثلا توي مهد چيكار كردن يا چه بازيهايي و ... اما بيشتر دوست داره من توي بازيهاش باشم حالا چه تنها باشه چه بچه همسايه پيشش باشه كه خوب ان هم معلومه بخاطر زمان كمي است كه در خانه پيشش هستم عاشق كتاب خواندن است
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز ممنون از توجهتون، منظور از بازی های صفحه ای انواع بازی هایی هست که روی صفحه انجام میشه نمونه های ساده اش همون منچ و مار و پله ی خودمون هست و نمونه های دیگه اش رو می تونید در لینک زیر مشاهده کنید: http://www.babazi.com/shop/product-category/3/1 فرنیا جان هم مثل هر بچه ی دیگه ای سعی می کنه نهایت استفاده رو از با شما بودن ببره، خدا براتون حفظش کنه و سلامت نگهش داره ان شاالله
مامان فرنيا
5 مرداد 93 7:42
يكي از چيزهايي كه در اين سن مهم است سوال كردن در مورد كلماتي است كه براي اولين بار ميشنوه مثلا دختر من از تلويزيون شنيد احتمالا ... پرسيد احتمالا يعني چي؟ وقتي براش گفتم اين شد يك بازي نشست پاي تلويزيون و كلمه ها را گوش ميكرد و انهايي را كه متوجه نميشد معني اش را ميپرسيد و من توضيح ميدادم البته بگم يكم سخته و براي ما ادم بزرگا خسته كننده
یه مامان
پاسخ
جالب بود، بچه ها هم چه بازی هایی برای خودشون اختراع می کنن البته واقعا این خیلی خوبه که در موقعیت های مختلف مثلا توی حرف زدن های معمولی و یا با خوندن کتاب های مختلف دامنه ی لغاتش رو افزایش بدید و غنی تر کنید
مامان شاران
5 مرداد 93 8:25
سلام خیلی خیلی جالب بود ممنونم
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز خواهش میشه! خوشحالیم که مورد توجهتون قرار گرفته
بابا و مامان
5 مرداد 93 11:08
مامان شبنم
5 مرداد 93 12:00
سلام بسیار عالی ...
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز لطف دارید، قابل شما رو نداشت
مامان پریسا
6 مرداد 93 3:51
راستی عید فطر پیشاپیش مبارک طاعات و عبادات قبول باشه ان شاالله
یه مامان
پاسخ
عید شما هم مبارک باشه
مامان پریسا
6 مرداد 93 4:13
ای کاش این پست کمی طولانی تر بود. به نکات خوبی اشاره شده بود خصوصا واسه 3 تا 5 ساله ها. پریسا هم الان خودش دنبال بازیهای جدید میگرده. یعنی دوست داره با اسباب بازیهاش بازیهای جدیدی اختراع کنه و وقتی هم مثلا یه شکل و چیدمان جدیدی با خونه سازیهاش درست کرد با کلی ذوق صدامون میکنه که ببینید چی درست کردم. نقاشیهاش خیلی هدفمند تر شده تصویر ها رو بهتر میکشه.. راستی تا یادم نرفته یه خواهش داشتم. اگر امکان داره در مورد رابطه ی بچه ها و نقاشی هم واسمون مطلب بذارید مثلا بچه ها یی که نقاشی رو یک بعدی میکشن یا چند بعدی. راستش از وقتی پریسا به مهد رفت به طور اتفاقی متوجه شدم که دست ها و پاهای نقاشیهاش دو بعدی هستن یعنی فقط یک خط مستقیم رو به عنوان دست نمیکشه. خیلی برام جالب بود. ای کاش خانم دکتر در مورد این موضوع برامون صحبت میکردن. یه بار هم براتون نوشته بودم که پریسا به رنگ مشکی از بین مداد رنگیهاش علاقه داره... هنوز هم این مورد ادامه داره و نمیدونم چرا کمتر سراغ رنگ های شاد میره با این که من خیلی اصرار میکنم باز هم مداد سیاه رو انتخاب میکنه... ممنون. و ببخشید خیلی طولانی شد.
یه مامان
پاسخ
عجب نکات خوبی رو گفتید! حتما باید به خانم دکتر انتقال بدیم... ممنون از اینکه نظرات خوبتون رو به ما انتقال میدید
1