هدیه ی مهربونی
یکی بود یکی نبود یه کویر بزرگ بود که فقط یه درخت تنها اونجا به تنهای زندگی می کرد. این درخت فقط شبها تنها نبود ... یکی بود یکی نبود یه کویر بزرگ بود که فقط یه درخت تنها اونجا به تنهای زندگی می کرد. این درخت فقط شبها تنها نبود چون گنجشکهایی که از اونجا می گذشتند میومدن روی شاخ و برگ های درخت مهربون استراحت می کردند و درخت مهربون براشون لالایی می خوند بعد هم شاخه هاش رو مثل گهواره براشون تکون می داد تا خوابشون ببره. صبح که می شد گنجشک ها از درخت مهربون تشکر می کردن و می رفتن، درخت مهربون دلش می گرفت اخه بازم تنها می شد یه روز گنجشک ها تصمیم گرفتند یه هدیه برای درخت مهربون ببرن، برای...













