مدرســـــــــه ی مامان هــــــــــــــــــــــامدرســـــــــه ی مامان هــــــــــــــــــــــا، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره

مــدرســـه ی مــامــان هـا

اینجا برای تربیت فرزندانمان همگی هم معلم هستیم هم شاگرد!

با کاروان عشق؛ قسمت سیزدهم

    خلاصه :   امام حسین علیه السلام حاضر به بیعت با یزید نشد و   از مدینه به سوی مکه حرکت کرد. با   ورود امير جديد و بررسى تغييرات اوضاع مكّه و دعوت مردم کوفه، امام تصميم گرفت از مکه به کوفه برود. نزدیکی کوفه حر با سپاه خود جلوی امام را گرفت و گفت که من ماموریت دارم تا شما را نزد ابن زیاد ببرم، امام قبول نکرد و گفت ما به مدینه برمی گردیم اما حر مانع شد و گفت شما مسیری غیر از کوفه و مدینه را در پیش گیرید تا من نامه ای به این زیاد بفرستم و کسب تکلیف کنم...   كاروان در بيابان‏هاى خشك و بى‏ آب، به پيش مى‏ رود. اين‏جا نه درختى هست و نه آبى !   اكنو...
9 آذر 1390

با کاروان عشق؛ قسمت دوازدهم

خلاصه :   امام حسین علیه السلام حاضر به بیعت با یزید نشد و   از مدینه به سوی مکه حرکت کرد. با   ورود امير جديد و بررسى تغييرات اوضاع مكّه و دعوت مردم کوفه، امام تصميم گرفت از مکه به کوفه برود. در مسیر حرکت از مکه به کوفه خبردار شد که یزید ابن زیاد را برای آرام کردن اوضاع کوفه به آنجا فرستاده است و فرستاده ی امام مسلم بن عقیل کشته شده، در نزدیکی کوفه حر با سپاه خود جلوی امام را گرفت و گفت که من ماموریت دارم تا شما را نزد ابن زیاد ببرم، امام در پاسخ او گفت: مرگ از اين پيشنهاد بهتر است و آن ‏گاه به ياران خود فرمود برخيزيد و سوار شويد! به مدينه برمى‏ گرديم . ..   زن ...
8 آذر 1390

با کاروان عشق ؛ قسمت سوم

  خلاصه: معاویه از دنیا رفت   و یزید  دستور داد قبل از اينكه خبر مرگ معاويه به مدينه برسد، نامه او به دست حاكم مدينه رسيده باشد و به دستور یزید امیر مدینه موظف بود که از امام حسین (ع) برای یزید بیعت بگیرد و اگر ایشان حاضر به بیعت نشد او را به قتل برساند و سرش را برای یزید بفرستد. امیر مدینه که چاره ای جز اطاعت از دستور یزید نمی دید فرستاده ی خویش را به دنبال امام فرستاد، اما امام در خانه نبود...   با کاروان عشق؛ قسمت دوم ***************************** مسجد پيامبر در شب‏هاى پايانى ماه رجب، صفاى خاصّى دارد و امام در مسجد پيامبر، مشغول عبادت است .   فرستاده امير مدي...
7 آذر 1390

با کاروان عشق؛ قسمت چهارم

خلاصه: معاویه از دنیا رفت و یزید  طی نامه ای به امیر مدینه دستور داد که از امام حسین (ع) برای یزید بیعت بگیرد و اگر ایشان حاضر به بیعت نشد او را به قتل برساند و سرش را برای یزید بفرستد. امیر مدینه که چاره ای جز اطاعت از دستور یزید نمی دید فرستاده ی خویش را به دنبال امام فرستاد، امام به همراه جوانان بنی هاشم به قصر رفت...     با کاروان عشق ؛ قسمت سوم ***************************** كوچه‏ هاى مدينه بسيار تاريك است. امام و جوانان بنى‏ هاشم به سوى قصر حركت مى‏ كنند. اكنون به قصر مدينه مى‏ رسيم، امام رو به جوانان مى‏ كند و مى‏ فرمايد: «من وارد قصر مى‏ شوم، شما در اي...
7 آذر 1390

با کاروان عشق؛ قسمت پنجم

خلاصه: بعد از مرگ معاویه ی زيد طی نامه ای به امیر مدینه دستور داد که از امام حسین (ع) برای یزید بیعت بگیرد و اگر ایشان حاضر به بیعت نشد او را به قتل برساند و سرش را برای یزید بفرستد. امیر مدینه شبانه امام را به حضور خود خواست اما ا مام به امير مدينه گفت: فكر نمى‏كنم بيعت مخفيانه من در دل شب، براى يزيد مفيد باشد. اگر قرار بر بيعت كردن باشد، من بايد در حضور مردم بيعت كنم تا همه مردم با خبر شوند...   با کاروان عشق؛ قسمت چهارم ******************************* امير مدينه، در مسجد نشسته است و مردم مدينه با يزيد بيعت مى‏كنند. امّا هر چه منتظر مى‏ماند ، خبرى از امام حسين ‏عليه السلام نيست ...
7 آذر 1390

با کاروان عشق؛ قسمت ششم

خلاصه: بعد از مرگ معاویه ،  یزید  طی نامه ای به امیر مدینه دستور داد که از امام حسین (ع) برای یزید بیعت بگیرد و اگر ایشان حاضر به بیعت نشد او را به قتل برساند و سرش را برای یزید بفرستد. امیر مدینه شبانه امام را به حضور خود خواست اما ا مام به امير مدينه گفت: بيعت مخفيانه من در دل شب، براى يزيد مفيد نیست. اگر قرار بر بيعت كردن باشد، من بايد در حضور مردم بيعت كنم تا همه مردم با خبر شوند. فردای آن روز امام برای بیعت با یزید حاضر نشد و امیر مدینه به یزید گزارش داد و یزید طی نامه ای فرمان قتل امام را صادر کرد...     با کاروان عشق؛ قسمت پنجم ************************* مردم مدينه در خ...
7 آذر 1390

با کاروان عشق؛ قسمت هفتم

خلاصه: بعد از اینکه امام حسین علیه السلام حاضر به بیعت با یزید نشد و این خبر به یزید رسید، یزید بسیار عصبانی شد و نامه ای را به امیر مدینه فرستاد که در آن حکم قتل امام را صادر کرده بود، جوانان بنى‏ هاشم و ياران امام آماده حركت شدند تا از مدینه خارج شوند. زمان به سرعت مى‏ گذرد. امام بايد سفرش را در دل شب آغاز كند. كاروان، آرام آرام به راه مى‏ افتد ...     با کاروان عشق؛ قسمت ششم *********************************** كاروان وارد جادّه اصلى مدينه مكّه مى ‏شود و به سوى شهر خدا مى ‏رود. بعضى از ياران امام، به حضرت پيشنهاد مى‏ دهند كه از راه فرعى به سوى مكّه برويم تا اگر...
7 آذر 1390

با کاروان عشق؛ قسمت هشتم

خلاصه :   بعد از   اینکه امام حسین علیه السلام حاضر به بیعت با یزید نشد و این خبر به یزید رسید، یزید بسیار عصبانی شد و نامه ای را به امیر مدینه فرستاد که در آن حکم قتل امام را صادر کرده بود،   امام تصمیم گرفت تا شبانه از مدینه خارج شوند و به سوی مکه بروند، امیر مکه وقتی استقبال مردم از امام حسین علیه السلام و جایگاه ایشان را دید از ترس شورش مردم از مکه گریخت مردم کوفه از شنیدن این خبر خوشحال شدند و با فرستادن نامه های بسیار امام را به کوفه دعوت کردند و امام پسر عمویش مسلم را برای بررسی اوضاع کوفه به کوفه فرستاد....  با کاروان عشق؛ قسمت هفتم ************************...
7 آذر 1390

با کاروان عشق؛ قسمت نهم

خلاصه:   بعد از   اینکه امام حسین علیه السلام حاضر به بیعت با یزید نشد و این خبر به یزید رسید، یزید بسیار عصبانی شد و نامه ای را به امیر مدینه فرستاد که در آن حکم قتل امام را صادر کرده بود،   امام تصمیم گرفت تا شبانه   از مدینه خارج شوند و به سوی مکه بروند، امیر مکه وقتی استقبال مردم از امام حسین علیه السلام و جایگاه ایشان را دید از ترس شورش مردم از مکه گریخت. یزید برای در دست گرفتن اوضاع بعد از همفکری با مشاوران خود طرحی با 5 ماده را تصویب کرد و حاکمی شجاع و نترس را به همراه لشکری به مکه فرستاد. با ورود امير جديد  و بررسى تغييرات اوضاع مكّه و دعوت مردم کوفه، امام تصميم ...
7 آذر 1390