مدرســـــــــه ی مامان هــــــــــــــــــــــامدرســـــــــه ی مامان هــــــــــــــــــــــا، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره

مــدرســـه ی مــامــان هـا

اینجا برای تربیت فرزندانمان همگی هم معلم هستیم هم شاگرد!

شوق وصال؛ قسمت نهم

 امشب، شبِ چهارشنبه، شب نوزدهم ماه رمضان است و شب قدر...  شبى كه درهاى آسمان به روى همه باز است و خدا گناه گنهكاران را مى بخشد. يادم رفت بگويم كه امشب، شب هفتم بهمن ماه است، شب هاى طولانى زمستان، بهترين فرصت براى عبادت است. در اين ايّام، عدّه اى از مردم در مسجد اعتكاف كرده اند. در ميان آنان، ابن ملجم و دوست او؛ شبيب به چشم مى خورند، آنها اعتكاف را بهانه كرده اند تا بتوانند سه روز به راحتى در مسجد بمانند و به دنبال فرصت مناسب باشند. اكنون على(ع) به سوى خانه اُم كُلثوم مى رود، هر شب على(ع)، مهمان يكى از فرزندانش است، امشب هم نوبت اُم كُلثوم است. او براى پدر سفره افطارى انداخته است. اُم كُلثوم پشت درِ خانه ايستاده است، او منت...
5 مرداد 1392

زنگ بازی؛ ماشین تولید صداهای مختلف

  البته این ماجرا برای چند سال پیشه که هنوز کوچولومون نیومده بود و بعنوان یه خاله ای که سرش خلوته محسوب میشدم. کافی بود یه مهمونی ای ، گردشی و یا مناسبتی بشه که دور هم جمع بشیم، ماشاءالله از نظر تعداد بچه های قد و نیم قد هم، که خانواده ی خودم و همسرم کم نداریم   ؛ همه دور من جمع می شدند و صدای خاله خاله بود که می رفت هوا و هرکسی یه چیزی می گفت و همه توقع داشتند بهشون گوش بدم. یه لحظه تصور کنید و خودتون رو جای من بذارید... یه روز که اصلا حالم خوب نبود و حال و حوصله نداشتم به این فکر افتادم که خودشون رو به سمت یه بازی سوق بدم و خودم رو کنار بکشم، اون روز بود که فقط طعم مهمونی رو چشیدم. جاتون خالی... ...
5 مرداد 1392

شوق وصال؛ قسمت هشتم

ابن ملجم به سوى كوفه پيش مى تازد، او راه زيادى تا كوفه ندارد، او مى آيد تا به كام خود برسد، او سكّه هاى طلاى زيادى همراه خود آورده است تا مهريّه قُطام را بدهد و به عهد خود وفا كند ... نزديك ظهر او به كوفه مى رسد، او مى داند كه الان وقت مناسبى براى رفتن به خانه قُطام نيست. او بايد تا شب صبر كند. او با خود مى گويد كه خوب است به مسجد كوفه بروم و كمى استراحت كنم . او به سوى مسجد مى آيد و وارد مسجد مى شود. اتّفاقاً على(ع) با چند نفر از ياران خود كنار در مسجد نشسته است. ابن ملجم سلام نمى كند، راه خود را مى گيرد و به سوى بالاى مسجد مى رود . همه تعجّب مى كنند، اين همان كسى است كه وقتى اوّلين بار به كوفه آمد اين گونه به على(ع) ...
4 مرداد 1392

سوال9: نوک سینه ام دچار زخم و شقاق شده ؛ چه کنم؟

  چرا نوک سینه ام دچار زخم و شقاق شده و چه باید کرد؟ وضعیت نادرست سینه گرفتن نوزاد شایع ترین علت زخم و شقاق نوک سینه است و در درجه ی بعد شستشوی مکرر سینه با الکل و صابون یا استفاده از محلول ها یا کرم هایی که نوک سینه را تحریک می کنند، کشیدن سینه از دهان شیرخوار بدون قطع مکش شیرخوار از سایر علل محسوب می شوند. برای بهبود زخم و شقاق ابتدا باید علت را برطرف کرد. پس از شیردهی یک تا چند قطره شیر را روی نوک سینه بمالید تا نرم و چرب شود. در معرض هوا و نور خورشید قرار دادن سینه، استفاده از گرمای خشک سشوار با درجه ی کم روزی 3 تا 5 بار و هر بار 3 تا 5 دقیقه و با فاصله حداقل 7 تا 8 سانتی متر از محل شقاق، موثر و کمک کنند...
1 مرداد 1392

شوق وصال؛ قسمت هفتم

  اگه یادتون باشه پارسال اوایل تیرماه بود که با هم یک «یاعلی» گفتیم، اما...   تصمیم داشتیم تا شب های قدر سال قبل مجموعه ی شوق وصال رو به سرانجام برسونیم! مجموعه ای که شش قسمتش رو هم براتون نوشتیم و بعد از اون با به دنیا اومدن کوچولوها رها شد و البته کسی هم سراغی ازش نگرفت!... امسال تصمیم گرفتیم «یاعلی» که سال قبل ناتمام گذاشتیم رو با قدرت بیشتری بگیم و این مجموعه رو با همراهی شما مامان های خوب به پایان برسونیم تا ان شاالله شب های قدر رو با معرفت بیشتری درک کنیم. امیدواریم که مامان های عزیز مثل همیشه همراهیمون کنن. اگه قسمت های قبل رو فراموش کردید یا جدیدا به جمع مامان های مدرسه پیوستید می تونید از طر...
31 تير 1392

آموزش مهارت قصه گویی؛ گام یازدهم

قبل از به دنیا اومدنش، و قبل از خرید سیسمونی ، براش هر جا کتاب مناسب می دیدم می خریدم. برام مهم بود که فرزندم اهل مطالعه باشد. حتی مامانم براش کتاب پارچه ای درست کرده بود، هر صفحه ای یه رنگ داشت. اسم کتاب رو هم گذاشتیم کتابِ رنگ ها... از وقتی به دنیا اومد اون کتاب رو براش ورق زدم ، تا هم قدرت بیناییش رو تقویت کنم و هم با ورق زدن آشنا بشه. حالا که یک سالشه ، کافیه که یه کتاب بدیم دستش تا همین طور ورق بزنه و عکساشو نیگاه کنه و ما هم که از قبل داستان رو بلدیم براش تعریف می کنیم... در ادامه با روش قصه گویی دیگری برای کودکان بالای 2 سال آشنا می شیم. بریم ببینیم... از کتاب های قصه استفاده کنید و قصه ها را برای کودکان بخوانی...
30 تير 1392

خوردنی هایی که شیر مادر را زیاد می کنند

واقعا موندم چی کار کنم ، یکی می گی روزه بگیر و یکی می گه هم برا خودت ضرر داره و هم برا بچه ات، شیرت کم میشه ها  ، بچه گناه داره... دوستم می گفت پارسال من یکی درمیون روزه گرفتم، وقتی احساس می کردم شیرم داره کم میشه فرداش رو روزه نمی گرفتم و حسابی به خودم میرسیدم که شیرم زیاد بشه. بالاخره هر کس می تونه خودش تشخیص بده که تواناییش رو داره یا نه! به نظر من اگه تصمیم به روزه داری در ایام شیردهی داریم، باید به موادی که به ازدیاد شیر کمک می کنه هم بپردازیم تا با روزه داریِ ما بچه ها آسیبی نبینند  و مواد غذایی کامل رو دریافت کنند.  بریم یه سری از مواد غذایی که برای ازدیاد شیر مفیده با هم ببینیم... حجم شیر...
29 تير 1392

تجربه ناموفق 4؛ یه غفلت کوچولوی فرهنگی!

  یکی از دوستان عزیزمان که به حق مامانِ موفق و نمونه ایه، به یه کوتاهیِ کوچیک که می تونه عواقب بدی داشته باشه ما رو هشدار داد.     این اتفاق برای خودش افتاده و برامون تعریف کرد که : دروغ چرا؟! کتاب را فقط و فقط به خاطر عنوان خلاقانه ی "بابای من با سس خوشمزه است" و تصویرهای زیبای روی جلد خریدم. آن قدر ظاهر کتاب و اسم آن جذاب بود که حتی به فکرم نرسید کتاب را باز کنم و چند صفحه ای بخوانم .   کتاب را که به دخترک هفت ساله ام هدیه دادم، مثل همیشه بی معطلی بازش کرد و بلند بلند شروع کرد به خواندن. داستان از این قرار بود که یک روز برق خانه ی یک کودک می رود و کودک، که راوی ماجراست، غولی را می بیند. کودک ...
27 تير 1392