خدای کودکان
مریم 5 ساله از مادرش پرسید: مامان خدا کیه؟ مادر: خداوند یک نیروی خیلی بزرگیه که دنیا را آفریده . مریم: نیرو چیه؟ مادر: یعنی خدا قویه، خیلی قوی . مریم: پس خدا مثل باباست؟ مادر: نه عزیزم! خدا که آدم نیست . مریم: یعنی مثل اون که دیروز توی فیلم دیدیم؟ مادر آشفته و عصبانی: استغفرالله! نه بچه! این حرف های زشت را نزن. خدا یک نور درخشان و بزرگه . مریم: یعنی یک لامپ خیلی بزرگ مثل اون هایی که تو شهر بازیه؟ مادر: نه مثل نور لامپ، یعنی... و بعد مستأصل گفت: بچه چقدر سؤال میکنی، برو دنبال بازیات ! مریم با نگاهی حیران و منتظر، و ذهنی پر از سؤالهای بیجواب ساکت شد و در دل با خودش میگفت: یعنی خدا کیه؟! ...












