خاطره نوشت مادرانه 2؛ نقش های مادرانه
چادرش رو محکم روی سرش نگه داشته است و کیفش روی دستش و عروسکش در بغلش؛ به مهمانیِ خانه ی من آمده است. چادرش رو محکم روی سرش نگه داشته است و کیفش روی دستش و عروسکش در بغلش؛ به مهمانیِ خانه ی من آمده است. - سلام خواهر، خوبین الحمدالله؟ بفرمایید. - سلام ، ممنونم. بعد هم ناز و کرشمه هایی که خداوند به عنوان هدیه ای آنها را در روح دخترانه ها قرار داده است یکی پس از دیگری می آید و او سعی می کند که خاله بازی اش واقعیِ واقعی باشد و به معنای واقعیِ کلمه در نقشش فرو می رود. برایش چای می ریزم ...












