آمادگی جسمانی و تمرین مهارت های مورد نیاز برای مدرسه؛ 2
هدف از انجام تمرین های این قسمت ، قوی شدن ماهیچه های دست است. با ما همراه باشید... Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA ...
روابط طبیعی کودک و والدین؛ (کودک دو ساله)
اگر پدر و مادر هر دو از حالات و رفتارهای کودک خود چه دختر و چه پسر آگاه باشند، برخورد آن ها با یکدیگر کمتر و زندگی داخلی خانواده آرام و توام با لذت خواهد بود... روابط کودک با مادر و پدر و برعکس رابطه ی طبیعی کودک با مادر و پدر در 10 سال اول تولد به علت رشد سریع کودک دچار تغییرات و دگرگونی می گردد. رابطه ی بین کودک و مادر بسیار حساس و تغییرات آن بسیار چشمگیر است، ولی رابطه ی بین کودک و پدر کمتر دچار تغییرات می گردد و با ثبات تر است. اگر پدر و مادر هر دو از حالات و رفتارهای کودک خود چه دختر و چه پسر آگاه باشند، برخورد آن ها با یکدیگر کمتر و زندگی داخلی خانواده آرام و توام با لذت خواهد بود. مادری که می داند رابطه...
آیا می دانید که؟...
آیا می دانید که نوزاد تا 6 ساعت پس از تولد نبايد شسته شود؟ ... استاد دانشگاه علومپزشكي شهيد بهشتي گفت : بر روي بدن نوزاد چربيهايي به نام «ورنيكس» وجود دارد كه درجه حرارت بدن طفل را حفظ ميكند؛ به همين دليل اگر اين چربيها به هر دليلي تا 6 ساعت پس از تولد از بين برود، موجب كاهش درجه حرارت بدن نوزاد ميشود . محمدحسين سلطانزاده در گفتوگو با فارس با بيان اينكه نوزاد تا 6 ساعت پس از تولد به هيج وجه نبايد شسته شود، اظهار داشت: روي پوست نوزاد چربيهايي به نام ورنيكس وجود دارد كه درجه حرارت بدن طفل را حفظ ميكند؛ به همين دليل اگر اين چربيها به هر ...
نقاشی های علی خوشتیپ
علی آقا برامون نقاشی های قشنگی فرستاده. آفرین علی آقای خوشتیپ ! با هم ببینیم... مطلب مربوطه : نقاشی با کف دست *********** ...
بازی با انگشتان؛ 1
اگه یادتون باشه، زمان کودکیِ ما ، یه بازی بود به نام لی لی لی لی حوضک! توی این مجموعه انواع این بازی رو با هم خواهیم دید... Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 ...
چگونه به کودکمان مهارت ساخت کاردستی را بیاموزیم؟؛(11)
کاردستی ای که امروز هم با هم یاد می گیریم برای کودکان 4 تا 5 سال و بالاتر مناسب می باشد... Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 ...
زنگ تفریح!
تجربه ی موفق 5؛ فواید دوستیِ با کودک
چند وقت پیش یه تجربه ی ناموفقی از یه بابا رو گذاشتیم که به نظرِ خودِ اون بابا تجربه ی موفق بود، ولی چه کنیم که اشتباه فکر می کرد ( تجربه ی ناموفق 2؛ پناهگاهی برای فرزند ) این بار دیگه یه بابا گُل کاشته ، جدی میگیم، بیاین تو ادامه ی مطلب، خودتون می بینید... بابای موفقی می گفت: روزی با پسرم در حال بازی کردن بودیم، جوری به هر دومون خوش گذشته بود که گذشتِ زمان از دستم خارج شده بود. ناگهان صدای اذان را شنیدم ، بلافاصاله دست از بازی کشیدم و آستین هایم را بالا زدم و آماده شدم برای نماز. پسرم با لحن عاجزانه ای گفت: «باباجون! نرو، تازه داشت بهمون خوش می گذشت!» توی اون لحظه دیدم اگه به حرف پسرم گ...












