مدرســـــــــه ی مامان هــــــــــــــــــــــامدرســـــــــه ی مامان هــــــــــــــــــــــا، تا این لحظه 7 سال و 7 ماه و 3 روز سن دارد

مــدرســـه ی مــامــان هـا

تجربه ی موفق 33؛ تغذیه، طبیعت، تکنولوژی!

1394/3/30 9:35
نویسنده : یه مامان
2,428 بازدید
اشتراک گذاری

در ادامه ی مطلب با تجربه ای در رابطه با تغذیه ی بچه ها در خدمت شما هستیم...

چند وقت پیش مجموعه ای رو تحت عنوان نگاهی زیبا به مساله تغذیه با هم مرور کردیم. بعد از خوندن این قسمتش که بچه ها رو به طبیعت ببریم و از نزدیک با فرآیند کاشت و داشت و برداشت آشنا بشن و بفهمند که برای رسیدن یه غذا چه زحمتهایی کشیده شده هم باعث علاقمندی بیشترشون به اون غذا میشه و هم باعث میشه که شکرگزارتر از قبل بشن.

از اونجاییکه خیلی دلم می خواست این کار رو بکنم و شرایطتش رو نداشتم، تصمیم گرفتم تا پیش اومدن موقعیت مناسب و اجرای این روش ، علی الحساب از تکنولوژی کمک بگیرم.

به این ترتیب که وقتی می خواستم خوراکی مورد نظر رو بیارم و از طرف دخترم امتناع و روگردانی رو می دیدم، عکس هایی که مربوط به تهیه ی اون غذا و یا خوراکی بود رو تهیه می کردم. مثلا وقتی خرما نمی خورد، عکس های درخت های نخل که خرما بهش آویزونه و چند تا عکس از طرز چیدن خرماها رو به کمک تکنولوژی سرچ براش پیدا کردم و نشونش دادم و داستانش رو گفتم. اول هسته اش رو نشونش دادم و گفتم که اینو آقای کشاورز توی زمین کاشته و .... تا سختی ای که توی چیدنش داشتند و اینا.  و اینکه همه ی این خوراکی های مفید رو خدا برای ما درست کرده تا بدنمون قوی بشه و داستان معده که از اینکه این خوراکی مفید و مقوی رو میریزی توش چقدر خوشحال میشه و ازت تشکر می کنه و دست و پاها و بقیه ی اعضا هم همینطور.

دخترم در حال گوش دادن این داستان ها خرما رو خودش برداشت و شروع به خوردن کرد و تازه شاهد خوشحالی معده اش هم شد.

یه روز هم که شیرعسلش رو نمی خورد، عکس یه گاو و یه خانوم در حال دوشیدن شیرش رو نشونش دادم و گفتم ببین این گاو این همه شیر داده که تو بخوری و قوی بشی و اون خانمی که داره این همه زحمت میکشه و شیر می دوشه دوست داره که زحمتاش به هدر نره و این حرفا!

برای هر میوه و خوراکی، عکس هایی از درخت ها و اینا رو بهش نشون میدم.

اگه بتونید همه ی این عکس ها رو پرینت بگیرید یه فایل تشکیل بدید و حتی می تونید یه بازی تشکیل بدید و هر غذایی رو که نشونش دادین بگید کدوم یکی از این درخت ها توی اون دخیل هست و داستانش رو اون براتون بگه و کلی خلاقیت دیگه ای که به ذهن خلاقتون میرسه و خوشحال میشیم از شنیدنش.

به این ترتیب همه ی خوراکی ها رو به اصلش وصل می کنید و متوجه  داستان پشت پرده ی اونا میشه.

پسندها (2)
نظرات (5) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مریم مامان دونه برفی
30 خرداد 94 11:10
ايده جالبيه بايدامتحانش كرد ولي من تازگيا براي غذادادن به امير علي يه خورده مشكل پيدا كردم. اميرعلي جديدا به بود حساس شده شامه اش هم خيلي قويه و كوچكترين بويي رو خيلي زود احساس ميكنه و تحليل ميكنه. مثلا ميگه اينجا يه ذره بوي ماهي ميده من نمي خورم. حتي ميوه هم كه براش ميذارم اول بو ميكنه بعد اگه خوشش اومد مي خوره مي ترسم اگه به همين وضع پيش بره تو غذا خوردن به مشكل بربخوره.
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز بله ممکنه اگه شما به این مساله حساسیت و توجه نشون بدید در رفتار گل پسرتون تقویت بشه چون خودتون که بهتر می دونید توجه باعث تقویت رفتار میشه. سعی کنید بازی های مختلف در این زمینه انجام بدید و کاری کنید که این بو کردن براش بازی بشه. مثلا یکی از بازی های مورد علاقه ی پسر من که در غذا خوردنش هم خیلی به من کمک کرده اینه که چشماش رو ببنده و از روی بو و مزه تشخیص بده که چه میوه یا غذایی بهش میدم بخوره و اصلا موقعی که می خوام براش میوه بیارم میگم میخوای بازی حدس بزن انجام بدیم و اون هم با هیجان استقبال می کنه و من یک ظرف از میوه های مختلف که اندازه ی دهنش برش زدم میارم و میگم چشمات رو ببند و دهنت رو باز کن و هر بار یک میوه و گاهی ترکیبی از میوه ها رو بهش میدم و اون خیلی قشنگ تشخیص میده و من هر بار بهش با هیجان آفرین می گم البته این مساله رو در مورد غذا هم داریم گاهی که نمیاد سر سفره تا بگم بیا بازی حدس بزن میدوه و میاد! شما هم می تونید این روش رو امتحان کنید
مامان فرنيا
30 خرداد 94 13:06
به به عجب كار جالبي جالبه ديروز دختر ما همش بهانه ميگرفت كه باهاش بازي كنيم يا با كامپيوتربازي كنه بعد به ذهنم رسيد بجاي اينكه بهش بگم بازي كامپيوتري نه يك كار مفيد انجام بديم و اين شد كه رفتيم سراع سرچ و عكس حيوانها را نشانش دادم و اين از نظر دخترم يك بازي بود كه يك چيزهايي هم يادگرفت مثلا ميگفت گوركن دستاش چجوريه و بعد با هم عكسش را پيدا ميكرديم و درباره اش حرف ميزديم يا اسب و ...خلاصه كه كلي بهره برديم از تكنولوژي و امروز هم امدم و ديدم شما هم يك استفاده مفيد ديگه را معرفي كرديد خوب خوبه به بچه ها نشان بديم همين كامپيوتري كه ما ميگيم زياد استفاده نشه ولي بسيار مفيد هم ميتونه باشه و يكجورايي استفاده درست هر وسيله اي را يادش داديم
یه مامان
پاسخ
چه جالب میگن دل به دل راه داره ها... پست های مکدرسه کلا با حال و هوای شما هماهنگ میشن بله درست می گید خیلی خوبه که بچه ها یاد بگیرن از تکنولوژی های مختلف استفاده های درست داشته باشن. البته یک نکته ی دیگه هم در مورد جستجوی عکس هست که بد نیست همینجا ذکر کنیم و اون نکته اینه که در آینده وقتی بچه ها با سواد می شن و خودشون می تونن همه چیز رو جستجو کنن باید سعی کنیم مراقبت های لازم رو روی این مساله داشته باشیم. ممنون که تجربیاتتون رو برامون می نویسید
مامان فرنيا
30 خرداد 94 13:08
سلام خانم معلمهاي مهربون متن را كه تايپ كردم و ارسال را زدم يادم نبود سلام كرده بودم يا نه اما گفتم دير سلام كردن بهتر از سلام نكردن است
یه مامان
پاسخ
ســـــــــــــلام به روی ماهـــــــتون
بابا و مامان
30 خرداد 94 15:09
سلام خیلی عالیه منم کما بیش این تجربه خوب و داشتم یاسمن صبحونه پنییر نمی خورد اصلا بهتره بگم صبحونه نمی خورد از وقتی اقای پنییر اومد خونمون و خانم نون اقای چای هر کدوم با لهجه های شخصیتهای که یاسمن دوست داشت اومدن و کنار خانم سفره نشستند و یاسمن و اقای پنییر صدا کرد ابجی یاسمن کوجای دیگه یاسمن شده عاشق صبحونه خوردن اونم باید حتما اقای پنییر باشه مگه نه صبحونه نمی چسبه،هر روز صبح بلند میشه مامان اقای پنییر داره صدام می کنه و اقای پنیر داد می زنه ابجی یاسمن کوجای بابا زود بیا ای بابا کوجای و ...
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز یاسمن بله به خاطر داریم این آقای پنیر شما رو و ما هم از این ایده ی شما به صورت لقمه کوچولو و اقوامش که یکی یکی وارد شکم بچه مون می شدند و دنبال هم می گشتن استفاده کردیم! ممنون که تجربیاتتون رو برامون می نویسید
مامانی غزل جون
31 خرداد 94 18:00
سلاااااااااااااام به مامانهای مهربون چه ایده جالبی ممنونم از لطفتون خیلی استفاده کردم بوووووووووووووووووووووووووووس
یه مامان
پاسخ
سلام به شما مامان مهربون و عزیز خواهش میشه امیدواریم که مورد استفاده ی شما قرار بگیره
1