مدرســـــــــه ی مامان هــــــــــــــــــــــامدرســـــــــه ی مامان هــــــــــــــــــــــا، تا این لحظه 7 سال و 7 ماه و 3 روز سن دارد

مــدرســـه ی مــامــان هـا

تجربه موفق 26؛ جداکردن اتاق خواب

1393/7/1 6:03
نویسنده : یه مامان
3,234 بازدید
اشتراک گذاری

چه موقع بهتره اتاق خواب بچه ها رو جدا کرد؟

چه روشی رو باید اتخاذ کنیم تا این پروژه به شکست منتهی نشه؟

یک تجربه ی جداسازی رو با هم بخونیم...

22 ماهه بود و من تصمیم داشتم تا از ماه بعد شروع کنم و کم کم و تدریجی دخترم رو از شیر بگیرم. ولی می دونستم که باید بین هر پروژه ای که می خوایم برا بچه ها اجرا کنیم حداقل بیست روز و یا یک ماهی فاصله باشه تا بهتر بتونن با تغییرات کنار بیان و اونها رو قبول کنند و توی روحیه اشون اثر بدی نذاره.

از طرفی دخترم شدیدا به شیر خوردن وابسته بود و با دیدن جای من توی تخت یادش می افتاد که شیر بخوره، کافی بود من رو توی همون جایگاه همیشگی ببینه که نسشتم، حتی اگه سیر بود هم به هوس می افتاد.

به همین خاطر طی یه عملیات ضربتی تصمیم گرفتم از همون شب توی اتاق خودش بخوابه. البته ناگفته نمونه که توی هفته ی اخیر چند روز بعدازظهر توی اتاق خودش خوابیده بود.

اولین مرحله سعی کردم که این تغییر رو با ذوق بسیار براش تعریف کنم. بهش گفتم: «اگه گفتی می خوایم امشب چی کار کنیم؟» . اون ذوق بهش منتقل شد و با علاقه ی خاصی همراه با نگاهی پر از چرا گوش داد و من گفتم : «از امشب می خوایم بریم پیش عروسک هات بخوابیم».

چون همه ی این ماجرا رو با هیجان و ذوق تعریف کردم خیلی استقبال کرد و من هم سریع تخت پارکش رو به قول دخترم از اتاق مامان و بابا به اتاق خودش انتقال دادم و به عروسک ها و اسباب بازی ها و برچسب های در و دیوار وعده دادم که از امشب دیگه دخترم میاد پیششون می خوابه و از زبون اونها کلی خوشحالی کردم.

خلاصه ، بعد از انتظار چند ساعتی موقع خوابش فرا رسید و رفتیم توی اتاقش؛ با اینکه اولش با ذوق استقبال کرد، ولی بعد از اینکه چند دقیقه شیر خورد پاشد و گفت بریم تو اتاق مامان و بابا بخوابیم. اینو می دونستم که اگه همون موقع کوتاه میومدم ، دیگه هر شب همین بساطمون بود. من توی تشکی که انداخته بودم خوابیدم و بهش گفتم وقتِ خوابه. گفتم من هم همینجا می خوابم. توی این مرحله گفت پس چراغ رو روشن کنیم. و بعد شروع کردم به گفتن یه قصه و بهش گفتم بیا این قصه رو گوش بده بعد اگه خواستی چراغ رو روشن می کنم. (البته ناگفته نمونه که چراغ راهرو روشن بود و تاریکی مطلق نبود).

به این ترتیب اولین شب به مدد الهی به سر رسید و الحمدالله خواب خوبی هم داشت. من هم ساعت چهار صبح به خاطر ذوق به مناسبت این تغییر ، چند عدد حیوون کوچولو با نوارهای کاردستی درست کردم و بالای سرش چسبوندم.

وقتی صبح از خواب بیدار شد با روی خوش و با ذوق زیاد به استقبالش رفتم و بهش گفتم تو دیشب توی اتاق خودت خوابیدی. بعد هم اون کاردستی ها رو بهش معرفی کردم و گفتم اینا دوستای جدیدِ شما هستن و از این به بعد اونا هم هر شب با شما می خوابن.

به این ترتیب شب های بعدی سپری شد و الان دیگه روی تخت خودش میخوابه و اون پروژه ای که خیلی به نظرم سخت و محال بود به حول و قوه ی الهی به راحتی پشت سر گذاشته شد.

نکاتی که بعد از پایان این پروژه به ذهنم می رسید رو یادداشت کردم و امیدوارم که مفید باشه براتون. البته از مامان هایی که این مرحله رو پشت سر گذاشتند و تجربه ای در این زمینه داشتند و نکته ی جدیدی به ذهنشون می رسه می خوایم که ما رو توی تکمیل این مطلب یاری کنند.

______________________________

برای جداسازی کودکتون باید از وقتی به دنیا میآد به این پروژه فکر کنید و یک سری از کارها رو قبل از اینکه تصمیم به جداسازی داشته باشید از اول انجام داده باشید ؛

فاز اول (ذهنیت زیبا):

زمان شروع: از بدو تولد

مرحله ی اول اینه که از اتاقش خاطره ی خوبی از اول براش به جا بذارید. به این ترتیب که همه ی بازی ها و خوش گذشتن ها و خوراکی های مورد علاقه اش رو توی اتاقش بهش بدید و دیوار اتاقش رو با کمک خودش تزیین کنید و از برچسب ها و یا کاردستی هایی که مخصوص چسبوندن به دیوار هستند استفاده کنید و ازش بپرسید اون رو دوست داره کجا بچسبونه؟

نکته: اشتباهی که بعضی از والدین مرتکب می شوند اینه که موقعی که از دست بچه اشون ناراحت میشن به بچه میگن که برو توی اتاقت . این کار باعث میشه که ذهنیتی که از اتاقش توی وجودش شکل میگیره، محلی برای تنبیه اون باشه.

اگر بچه ها توی رختخواب میخوابن سعی کنید از پارچه های عروسکی با تصاویر شاد و کودکانه براشون استفاده کنید و درباره ی تصاویر روی روکش رختخوابشون باهاشون صحبت کنید. 

اگر بچه ها توی تخت می خوابند باید خاطره ی خوبی از تختشون براشون بذارید و کاری کنید که به تختشون علاقمند بشن . برای این کار می تونید از روشهای زیر استفاده کنید:

1-      انواع بازی هایی که توی تخت میشه انجام داد رو باهاش بازی کنید؛ به نمونه های زیر توجه کنید و اگر هم نمونه ای به ذهن شما رسید خوشحال میشیم بشنویم:

-          بچه رو توی بخت بذارید و براش توپهاش رو بندازید توی تختش و از اون بخواهید که توپ رو بیرون پرتاب کنه. و شما به تدریج سرعت رو بیشتر کنید و همین کار رو ادامه بدید و هیجان بازی رو بیشتر کنید.

-          بچه رو توی تخت بذارید و باهاش قایم باشک بازی کنید. به این ترتیب که از یه طرف تختش برید پایین و قایم بشید و بعد با تولید صدای مداوم به طوری که متوجه بشه الان کجایید و یهو از اینکه سرتون رو میارید بالا نترسه از یه جای دیگه بیایید بالا و باهاش دالی کنید.

-          انواع عروسک هاش رو بریزید توی تختش و بچه رو توی تخت بذارید تا با اونها بازی کنه. و بعد می تونید اون عروسک ها رو خواب کنید و بچه رو از تخت بیارید بیرون .

2-      تزیین دیوار مشرف به تخت و خود تخت:

برچسب های حیوانات مختلف رو تهیه کنید و یا خودتون با دستان هنرمند خودتون اون ها رو درست کنید و روی دیوار مشرف به تخت و یا روی تخت بچسبونید. اینطوری بعدا می تونید قصه ی تک تک اون ها رو تعریف کنید و به اونها توی قصه هاتون جون بدید تا باهاشون رابطه برقرار کنند و دوست بشن. این خیلی می تونه کارساز باشه.

فاز دوم (خواب بعدازظهر شیرین):

زمان شروع: لحظه ی تصمیم به جداسازی اتاق خواب کودک

با بچه این مورد رو در میون بذارید و با علاقه و ذوق این ماجرا رو براش تعریف کنید، ازش نپرسید که دوست داری توی اتاق خودت بخوابی یا نه؟ چون اگه جواب نه بشنوید کارتون سخت تر میشه. کاری که می کنید اینه که انگار دارید بهترین و جذاب ترین ماجرا رو براش تعریف می کنید براش بگید که مثلا از حالا دیگه میری توی اتاق خودت می خوابی و علاقمندی های که توی فاز اول رو براش فراهم کردید رو براش تعریف می کنید. مثلا انواع کاردستی ها و یا برچسب هایی که روی دیوار داره و انواع عروسک ها و کمدش و...

بعد از اون، اول یه مدتی مثلا یه هفته خواب بعدازظهرش رو ببرید توی اتاقش بخوابه تا وقتی بیدار میشه با اون محیط آشنا باشه.

فاز سوم (خواب شبانه ی مستقل):

زمان شروع: آغاز زمان جداسازی

قسمت نهاییِ پروژه همین جاست . توضیحاتی که توی فاز دوم داده شد برای این قسمت داده میشه. و اتاق خواب بچه جدا میشه.

نکات:

1-      رختخواب کودک نباید در این مرحله عوض بشه ، بالاخره مدتیه که به اون عادت داره. مثلا کسانی که از گهواره یا تخت پارک توی اتاق خودشون استفاده می کردند نباید از ابتدا گهواره یا تخت پارک رو جمع کنند و بچه رو ببرن توی تختشون. اینطوری تغییرات خیلی زیاد میشه و ممکنه بچه ها مقاومت کنند یا مثلا کسانی که از رختخواب و تشک ساده برای خواب بچه استفاده می کنن همون رختخواب رو به اتاق خودش منتقل کنند چون بچه اون رو به عنوان جای خواب خودش میشناسه.

2-      شب اول و یا چند شب اول رو خودتون هم توی اتاقش بخوابید.

 3-      شب اولی که توی اتاق خودش خوابید، می تونید بر چسب ها و یا کاردستی هایی درست کنید و براش بالای سرش بچسبونید و وقتی از خواب بیدار شد، با کلی ذوق از اینکه توی اتاقش خودش خوابیده، بهش بگید که اینها اومدن پیش شما بخوابن و ادامه ی ماجرا که بسته به شخصیت بچه تعریف میشه.

4-      قاطعیت داشته باشید و با دفعه ی اولی که در مقابل این تغییر سرسختی نشون داد جانزنید، البته بی تفاوتی و بی رحمی جایز نیست ها! با همون شیوه های مادرانه و استادانه ای که بلدید چند شب اول رو کوتاه نیاید، ان شاءالله درست میشه و عادت میکنه.

  5-  سعی کنید از ابتدا جای خواب بچه ها را در کنار جای خواب خودتان قرار دهید نه اینکه آن ها را در جای خواب خودتان بخوابانید.

6- بهتر است که جداسازی محل خواب کودک قبل از دو سالگی انجام شود و بهترین زمان برای انجام این کار بین 18 تا 24 ماهگی است چون کودک خیلی راحت تر این مساله را قبول می کند.

پسندها (2)
نظرات (6) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان فرنيا
1 مهر 93 10:56
جالب بود من هم كه از اول يعني از حدود سه ماهگي دخترم را توي اتاق خودش ميخوابونم البته اوائل خيلي سخت بود هر دوساعت از اتاق خودم به اتاق دخترم اما بهرحال من اين پروژه را نداشتم و الان هم دخترم گاهي توي اتاق ما شبها ميخوابه اما بهيچ عنوان خوابش نميبره و بايد بعد از كلي بازي بريم تخت خودش بخوابيم و انجا قصه بگيم و بعد بخوابه اما گاهي خودش ميره و ميخوابه گاهي هم بايد حتما من باشم تا بخوابه گاهي با عروسك گاهي بدون عروسك و تنهايي
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز ممنون که تجربه تون رو برامون نوشتید، البته به نظر میاد که شما خیلی زود فرنیا جان رو جدا کردید و تا جایی که به خاطر داریم خانوم دکتر نژاد محمد هم به دفعه به خود ما می گفتند که در مطالبی که توی مدرسه میذاریم دقت لازم رو داشته باشیم و اتفاقا مثالی که میزدند مربوط به همین سن جدا کردن اتاق بچه ها بود که متاسفانه توی بعضی از سایت ها این سن رو کمتر از حدی که باید گفتند و... گذشته از اون خطرات دیگه ای هم برای نوزاد در سنین پایین وجود داره که باید بهشون توجه داشت البته شکر خدا دختر گل شما از اون خطرات مصون بوده از فرنیا جان که گذشت ان شاالله بچه های بعدیتون اشاره به مبحث گول بخورید لطفا!...
مامان شبنم
1 مهر 93 12:23
سلام این یکی از تجربیات موفق منم بود شکر خدا منم مرحله به مرحله شروع کردم و توی هر مرحله مدتی صبر کردم تا حسابی بهش عادت کنه البته اینو هم بگم که من دخترم رو از وقتی دنیا اومد توی تخت خودش توی اتاق خودمون می خوابوندم یعنی زیاد به خودمون نمی چسبید و بیشتر خوابش توی تختش بود و حسابی بهش عادت داشت خلاصه که یک سال و نیمش بود که اسباب بازیاش رو منتقل کردم به اتاقش اول براش خیلی عجیب بود چون همیشه چیزاش توی هال پخش بود ولی بعد عادت کرد که اونجا جای بازیه و اتاقشه خلاصه که در مرحله بعد تختشو بردم توی اتاق و بعد از ظهر ها توی تختش می خوابید و شبا توی اتاق ما روی زمین . تقریبا یک ماه مونده بود شیرش رو بگیرم که هر دو سه شب یه بار فاصله شو از تختمون بیشتر می کردم تا این که یواش یواش به دم در رسید نتیجه این که بعد از گرفتنش از شیر به اتاق خودش منتقل شد و دیگه راحت اونجا می خوابید اوائل میومد پیش ما ولی بعد دیگه از سرش افتاد البته الان هم اول صبح میاد پیش من میخوابه و دو سه ساعت اخر خوابش پیش ماست ولی حس می کنم همین که شب تا صبح تنها بخوابه براش کافیه و این تکه شو انشاالله بعد براش تصحیح می کنیم یه جایی خوندم که بهترین سن برای جدا کردن اتاق بچه همین دوسالگیه چون بچه هنوز مفاهیمی مثل ترس از موجودات خیالی و تاریکی و اینا رو نمیشناسه و راحت جدا میشه و بعد هم چون به محیط تنهاییش عادت کرده این ترس ها کمتر به سراغش میاد . یه جای دیگه هم نوشته بود بعضی مامانا عادت دارن نصف شب یه بند به بچه سر میزنن تا صبح بشه این کار هم اشتباهه چون خواب بچه رو اشفته میکنه و بهش استرس میده ... خیلی حرف زدم ببخشید
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز خواهش می کنیم! در واقع استفاده کردیم و حرفهاتون خودش یه پست موفق بود واقعا که هر تغییری اگه تدریجی باشه خیلی اثر بیشتری داره و ضربه ی کمتری رو در پی داره. باید به بچه هامون مهلت بدیم تا با تغییراتی که براشون قراره رقم بخوره بهتر کنار بیان. و این پروژه هایی که قراره یکی پس از دیگری رو پیش بگیریم اولش خیلی برای خودمون حتی سخت میاد، ولی وقتی استارت کار میخوره می بینیم که چقدر درایت های فالبداهه به ذهنمون میرسه که شاید اگه قبلا بهش ساعت ها فکر می کردیم به ذهنمون نمی رسید، باید مامان ها برا انجام هر کار اول با خودشون کنار بیان و اون کار رو برای خودشون سخت نکنند فقط یک نکته ای که در صحبت هاتون قابل توجه بود این بود که بهتره بین اتفاقات مهم زندگی بچه ها مقداری فاصله باشه یک جا خوندیم بهتره حدود بیست روز فاصله باشه. مثلا بین از شیر گرفتن و از پوشک گرفتن یا جدا کردن بچه ها برای خواب که از اتفاقات مهم هست بهتره مقداری فاصله بندازید. ان شاالله برای بچه های بعدیتون به این مورد هم نیم نگاهی داشته باشید براتون آرزوی موفقیت در تمام مراحل زندگیتون رو داریم
مامان اهورا
1 مهر 93 23:19
سلام خسته نباشید ،باورکنید هروقت که در این مدرسه رو باز میکنم کلی تعجب میکنم که همزمان با دغدغه های من مطلبی اینجا نوشته میشه که به کمک من میاد،اهورای من دیروز 2سالش تموم شد اما من هنوز موفق به انجام این پروژه سنگین نشدم البته تا 22ماهگی که شیر میخورد و نمیشد بعد هم که پروژه از پوشک گرفتن بود که با موفقیت به انجام رسید اما به نظرم این یکی از همه سخت تره چون هربار که پسرم از خواب بیدار میشه منو بغل میکنه دوباره میخوابه شوهرم هم با جدا کردنش موافق نیست میگه بچه گناه داره تنهایی بخوابه ،اما با خوندن این مطلب مصرشدم که این پروژه رو هم شروع کنم،(خدایی پروژه های بچه داری از پروژه های دانشگاه سخت تره،چون خیلی آدم باید روی احساسش پا بزاره و منطقی رفتار کنه)،بازم ممنون
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز خیلی خوشحالیم که مطالب مدرسه در این حد براتون مفید واقع شده این باعث خوشحالی و افتخار ماست تولد پسر گلتون رو تبریک میگیم دیگه داره برای خودش مــــــــــــــرد میشه پس اتفاقا این پروژه ی جداسازی اتاق خواب اگه به موقع و درست انجام بشه راحت ترین پروژه است سعی کنید به همون روش تدریجی و تشویقی عمل کنید و حتما از خواب بعد از ظهرش شروع کنید براتون آرزوی موفقیت داریم مامان عزیز اهورا
بابا و مامان
2 مهر 93 7:18
سلام صبح بخیر ممنون از مطلب خوبتون خیلی خوبه بچه ها با تنها خوابیدن خودشون کنار بیان اما من نتونستم یاسمن و متقاعد کنم که تنها بخوابه هر وقت بهش می گم تنها بخوابه باهاش صحبت می کنم قصه می گم و اینگه تو اتاقش با عروسکاش می خوابه و البته از پیشترا شروع کردم اما حرفش یکی نه مامان گودزیلا میاد اژدها میاد و کاری می کنه که منم از اتاقش وحشت کنمتمام شخصیتهای که براش وحشتناکه از بچه های دیگه یا از تلویزیون یاد گرفته و هر چیم صحبت می کنی فایده نداره که نداره پارسا هم پیرو خواهرش اما کمتر از یاسمن می ترسه وقتی یاسمن کاری تو اتاق داشته باشه به پارسا می گه بیا بریم اگه هم نگه دیدم پارسا می گه بیا ببرمت با این وجود فکر نمی کنم موفق بشم برا جدا کردن اتاق خوابشون حتی عکسهای دلخواهشم تو اتاقه عکسهای دختر توت فرنگی اما با این راهم موفق نشدم و فعلا به همین روش در حال حاضر رضایت دادم یاسمن با باباش می خوابه و محمد پارسا با من
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز به نظر میاد که شما اول باید زمینه های ترس رو در دخترتون از بین ببرید که ان شاالله هفته آینده مطلبی در این زمینه براتون قرار خواهیم داد و البته قبلا هم در مورد ترس مطالبی در مدرسه داشتیم. این مطالب هم ممکنه براتون مفید واقع بشه: http://mamanschool.niniweblog.com/post28.php http://mamanschool.niniweblog.com/post1116.php http://mamanschool.niniweblog.com/post748.php شاید یکی از دلایلی که میگن بچه ها رو بعد از هجده ماهگی و قبل از دو سالگی جدا کنید اینه که بچه ها کمتر این چیزها رو می فهمن و برای جداکردنشون نیاز به آوردن دلیل و منطق نداره و با کمی توجه و تشویق جدا میشن. اما شما هم نا امید نشید و سعی کنید به طور نا محسوس روی این مساله ی ترس کار کنید یادتون باشه از زدن برچسب ترسو به دخترتون خودداری کنید و هیچ وقت این ترس داشتنش رو مسخره نکنید. ان شاالله به مرور زمان و به همون روش تدریجی مشکلتون حل میشه
مریم مامان دونه برفی
5 مهر 93 9:15
ممنون از مطالب مفیدی که برامون نوشتین . امیرعلی هم بعد از 2 سالگی که از شیر گرفتمش از من جدا شد و رو تخت خودش می خوابید .چون من تصمیم داشتم تا زمان شیر خوردن امیرعلی پیشش بخوابم و بعد از اون جداش کنم همه مون شبها تو اتاق امیر علی می خوابیدیم . بعد از پروژه شیر خوردنش رفت بالای تخت و ما پائین موندیم و کم کم منو بابایی به اتاق خودمون نقل مکان کردیم و امیرعلی تو اتاق خودش موند و خوشبختانه خیلی هم عادت کرده بود چون از اول تولدش تو همون اتاق خوابیده بود. ولی چون شبها باید چندین بار روش پتو یا ملحفه میذاشتم و دلم پیشش بود و همش نگران سرد بودن یا گرم بودنش و خدای نکرده مریض شدنش بودم و تختش هم تو اتاق ما جا نمیشد این بود که تشک تختشو آوردم تو اتاق خودمون و پائین تختمون براش یه جای دنج و خوب درست کردم و اونجا شد جای خواب امیرعلی و شبها همونجا میخوابه و صبحها که از خواب بیدار میشه میگه مامان صبح بخیر خوب خوابیدم .میخوام بیام کوچولو پیشت بخوابم و بعدش هم میاد بغلم و تو تختم به اندازه چند ثانیه دراز میکشه. البته مدتیه که تو فکر این هم هستم که دیگه کم کم یه تحولی تو اتاقش ایجاد کنم تا دوباره به اونجا عادت کنه و این دفعه تنها اونجا بخوابه.
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز ممنون که تجربه تون رو برامون نوشتید، این روش جداسازی هم روشی بود برای خودش. در واقع شما اتاق خواب خودتون رو جدا کردید هرچند این پروژه رو در مورد خودتون با شکست مواجه کردید و طاقت نیاوردید و نتونستید جدا بخوابید وگرنه بچه بنده خدا که حرفی نداشته جدا بخوابه امیدواریم زودتر اون تحولی که گفتید رو ایجاد کنید چون بچه ها هرچی بزرگتر میشن برای انجام کارها به دلیل های بیشتری نیاز دارن و اگه این مساله رو زیاد به تعویق بندازید کارتون سخت تر میشه و ممکنه مجبور بشید هزار تا دلیل براش بیارید که بره تو اتاق خودش بخوابه براتون آرزوی موفقیت داریم
مامان الی
7 مهر 93 14:42
سلام منم با یسنا یه جا میخوابم اما تو اتاق خواب خودمون نیست که عادت کنه بیشتر وقتا شبا میرم تو اتاق خودمون و برای شیر دادن میام اتاقش
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز به مدرسه ی خودتون خوش اومدید، ممنون که نظرتون رو برامون نوشتید، البته با توجه به سن دختر گل شما هنوز این مساله ی جداسازی محل خواب براش زوده ان شاالله حدود هجده ماهگی که وارد این پروژه شدید بتونید اون رو با موفقیت به انجام برسونید
1